خرید بک لینک
Webpage Source || برنامه ای برای دریافت سورس وبسایت های مختلف
[عکس: 7e8or1ity7vcruxy9u1y.jpg]
Webpage Source برنامه ای مفید برای دوست داران طراحی وب میباشد که با استفاده از آن میتوانند سورس سایت های مختلف را مشهاده کنند، امیدوارم لذت ببرید S0 (74)

[url=http://s7.picofile.com/file/8252201726/Webpage_Source.exe.html][/url]

حجم: 10KB

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:57

سوال در مورد بخش ultimate team fifa 16

سلام میخواستم بدونم برای بازی کردن بخش ultimate team fifa 16 باید نسخه اوریجینال بازی رو داشته باشیم؟؟
اگ نیاز به نسخه اوریجینال نیس لطفا بگین که چجوری باید آنلاین بازیش کنم؟
ممنون

[img=400x18] [/img]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:57

Cd Key اشتراکی تمامی بازیهای روز دنیا با پیشنهادات ویژه و بهترین قیمت

ازیهای اشتراکی روز دنیا بصورت نامحدود و همیشگی

+

بازیهای اشتراکی بصورت تک نصب با نصف قیمت

با روش تک نصب فقط یکبار کد داده میشه ولی با نصف قیمت.

چنانچه هر مشکلی براش بوجود اومد یا ویندوز عوض کردید برای درخواست فعالسازی مجدد میبایست هزینه اول رو بپردازید

به نظر بنده این روش یک ایده ی خیلی جالبی هستش

مخصوصا برای کسانی که نمیخوان زیاد هزینه کنن یا میخوان یک بازی رو در حد تست گیمپلی امتحان کنن خیلی خوبه

اگر قوانین رو هم رعایت کنن و همیشه اکانت رو تو حالت آفلاین نگه دارن هیچوقت نیاز به فعال سازی مجدد ندارن

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

[عکس: Rose.gif] پیشنهاد ویژه خرید اشتراک بازی ها بصورت نامحدود و یکجا به قیمت خیلی ارزانتر [عکس: Rose.gif]

FarCry Primal

HomeFront The Revolution

Doom

Rise of the Tomb Raider

Unravel

فیفا16

just cause3

Hitman

همه باهم بصورت یکجا 35 هزار تومان

نصب و اکیتو در سریعترین زمان با پشتیبانی 24 ساعته

-------------------------------------------------------------------------

قیمتها بصورت تکی

اشتراک بازی HomeFront: The Revolution قیمت 11.000 تومان

تک نصب 4500 تومان

---------------------------------------------------------------------

اشتراک بازی Doom 2016 قیمت 10.000 تومان

تک نصب 4.000 تومان

---------------------------------------------------------------------------------

Cd Key اشتراکی just cause3 قیمت 9.000 تومان

تک نصب 4500 تومان

------------------------------------------------------------------

Cd Key اشتراکی Hitman فصل اول 5.000 تمامی فصلها باهم 13.000

تک نصب 4.000 تومان

---------------------------------------------------------------------------------------

Cd Key اشتراکی FarCry Primal فقط 9.000 تومان

تک نصب 4.000 تومان

----------------------------------------------------------------

Cd Key اشتراکی Rise of the Tomb Raider فقط 9.000 تومان

(دارای DLC Baba Yaga)

تک نصب 4500 تومان

----------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------

Cd Key اشتراکی فیفا16 قیمت 8.000ت

تک نصب 4.000 تومان

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 22:57

باورم نمیشد! سرانجام میتوانستم عنوانی را که مدت زیادی منتظرش بودم در دست گرفته و از فاصله چند سانتیمتری به آن نگاه کنم و مانند کودکان ذوق کنم (جا دارد یادی هم از عبارت خ.. کیف بکنیم!). چه کاور زیبایی! چه پرابهت ایستاده است نیتن دریک دوستداشتنی و جذاب ما بر روی کاور بازی. گویا از قبل میدانسته که قرار است با ورودش غوغایی به پا کند و طوری در قاب کاور ایستاده است که انگار تمام قدرت ناتیداگ افسانهای را در خود جمع کرده است و آماده فوران و منفجر کردن نسل هشتم است. شاید بسیاری از شما حس و حال آن لحظه من را زمانی که بازی را خریداری کردهاید کاملا درک کرده باشید و خیلیها هم خیر. اما مهم این است که چه خوشمان بیاید و چه نه، یکی از برترین شوترهای سوم شخص تاریخ (اگر نگوییم برترین آنها تاکنون) اکنون منتشر شده است. نام آن نیز Uncharted 4: A Thief’s End است. عنوانی ارزشمند و درخشان از ناتیداگ، این استودیوی با صلابت…

همانطور که مطلع هستید چند روز قبل عنوان Uncharted 4: A Thief’s End منتشر شد و در همان روزهای اول انتشار نتوانستم دوری آن را تاب بیاورم و سریعا بازی را خریداری کردم تا وجدانم راحت باشد! مدام در ذهنم لحظههای جذابی که قرار بود پیش رو داشته باشم را تصویرسازی میکردم. شک نداشتم، هیچ شکی نداشتم که این بازی یکی از برترینهایی خواهد بود که تاکنون در زندگی تجربه کردهام. شاید باور نکنید، ولی اشتباه میکردم! هرچه در مورد بازی میپنداشتم اشتباه بود و بازی اصلا آن چیزی نبود که فکر میکردم. میدانید چرا؟ به این دلیل که Uncharted 4 چند برابر بزرگتر و بهتر و زیباتر بود از تصاویری که در ذهن داشتم و ویدئوهایی که از بازی دیده بودم. این عنوان حتی از بازی بینظیری که در ذهن من بود نیز فراتر است.

Uncharted 4: A Thief’s End یکی از برترین شوترهای سومشخصی است که تاریخ به خود دیده است…

ناتیداگ باز هم کاری کرده است کارستان (یکی نیست بگوید مگر این بیچاره تاحالا کاری هم کرده است غیر کارستان!) و عنوانی را ساخته که قدرت و شکوه یک نسل را به همراه خود دارد. سونی با این بازی خیلی بیشتر از قبل قدر چنین فرنچایزی که مانند الماسی برای این شرکت محسوب میشود را میداند و از آن مهمتر ارزش و منزلت تاجی که این الماسها یکییکی بر روی آن سوار میشوند، یعنی استودیو ناتیداگ را نیز بیشتر خواهد دانست. کمتر استودیویی میتواند عنوانی و فرنچایزی را خلق کند که یکتنه فروش کنسول را کلی بالاتر ببرد و از منتقدینی که جدیدا بسیار سختگیر شدهاند و گاها انگار مرض خودبزرگبینی دارند پشت سر هم امتیازات ۱۰۰ را دریافت کند. سونی باید خیلی خوشحال باشد که از این استودیوهای شاهکارساز یکی از بهترینهایش را داراست.

در این مطلب قصد داریم تا به بررسی دقیق و جزء به جزء عنوان Uncharted 4: A Thief’s End پرداخته و نکات قوت و ضعف آن را با هم بررسی کنیم تا شما عزیزان هر چه بیشتر با زوایای مختلف این بازی و یکی از برترین عناوین نسل هشتم بازیهای رایانهای آشنا شوید. البته قطعا میدانید که خرید عناوینی مثل Uncharted 4 نیازی به خواندن نقد برای تصمیمگیری در باره خرید یا عدم خرید آن ندارد زیرا که خودش مقیاس و معیاری است برای سنجیدن یک عنوان شوتر سوم شخص و بیچاره شوتر سومشخصی که بخواهند قدرتش را در مقایسه با Uncharted 4 بسنجند زیرا که کار بسیار سختی دارد، درست مانند عنوان جهان آزاد و سندباکسی که بخواهد با GTA V مقایسه شود. در ادامه این نقد و بررسی با من و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه باشید.

[عکس: uncharted-4_drake-sully-vista-e1463092623839.jpg]

ناتیداگ، استودیویی از سیارهای دیگر و از نسلهای بعد…

این شخصیتهای دوستداشتنی…

در مورد داستان بازی از آنجا که بسیاری از شما هنوز این عنوان را تجربه نکردهاید به هیچ وجه قصد ندارم تا آن را برایتان اسپول کنم و به صورت کلی به این مبحث میپردازیم. برخی از طرفداران قبل از عرضه بازی نگران این موضوع بودند که چون نیل دراکمن سابقه ساخت The Last of Us را دارد، مبادا با خود داستانی تاریک و سیاه را به بازی Uncharted 4 نیز آورده باشد. اما نه تنها این اتفاق نیافتاده است بلکه برعکس آن به وقوع پیوسته و کاملا میتوان اذعان داشت که Uncharted 4، پرهیجانترین و به نوعی دوستداشتنیترین داستان را در بین تمامی عناوین این فرنچایز بینظیر دارد.

داستان Uncharted 4: A Thief’s End بسیار متین و با طمانینه آغاز میشود که دلیل اصلی این موضوع آن است که بازی و داستان آن برای کسانی که برای اولین بار است پای به دنیای این سری گذاشتهاند نیز قابل درک باشد و ناگهان با حجم عظیمی از اطلاعات روبرو نشوند. بازی پس از آغاز با فاصله کوتاهی ما را به بخش یادگیری یا Tutorials میبرد که شامل تعداد کمی Chapter است و کار را برای بازیبازان تازه وارد راحتتر میکند. الته باید گفت که بخش اعظم این آموزشها شامل چگونگی تنظیم صحنه و … هستند تا اکشن و مبارزات.

پس از این بخش یک مرحله ویژه وجود دارد که در آن یک سورپرایز باورنکردنی وجود دارد. این سورپرایز به قدری شگفتنگیز و بزرگ است که اگر یک میلیون بار هم بازی کنید نمیتوانید آن را حدس بزنید. در اینجا بازی کاملا به شما یادآوری میکند که کل سری Uncharted در مورد چیست و بر چه پایه و اساسی بنا شده است. این داستان نیتن دریک است. قهرمانی که انسان است اما با این حال یک سوپرهیرو هم هست، قوی و سخت است ولی همانقدر هم احساساتی و نرم، در درونش غمگین هم که باشد در ظاهر و چهرهاش همان مرد جذاب و خوشتیپ و شوخ همیشگی است. بله این داستان نیتن دریک است. باید اعتراف کنم یکی از برترین و زیباترین صحنههایی که در تمام این سالها در بازیهای رایانهای مشاهده کردهام بدون شک همین صحنهای که از آن یاد کردم (و به شما نمیگویم چیست) در بازی Uncharted 4: A Thief’s End است.


[عکس: 3057973-home_02-e1463092521434.jpg]

چه زوج محبوب و پرخاطرهای هستند این دو… النا واقعا دوستداشتنی است و نیتن هم که…

داستان Uncharted 4: A Thief’s End از هر نظر یک داستان بسیار درگیر کننده، فوقالعاده جذاب و پرهیجان و البته بسیار دوستداشتنی و پرکشش است. در بازی کلی پیچ و تاب و چرخشهای داستانی را شاهد هستیم. همچنین داستانسرایی و روایت داستان نیز به بهترین شکل ممکن انجام میشود و باید به کسانی که نگران جدا شدن امی هنینگ از این سری بودند اطمینان خاطر بدهم که اصلا دلواپس و نگران نباشید، چرا که نیل دراکمن کاملا و به عمیقترین شکل این سری را درک کرده است و نسخه چهارم این سری نیز از هر لحاظ یک Uncharted محض است. حتی باید گفت در این نسخه شاهد یک روایت رو به رشد و بلوغیافته تر از تمامی عناوین قبلی این سری هستیم.

شخصیتها در سری Uncharted همواره باورپذیر و عمیق بودهاند ولی در نسخه چهارم باز هم شاهد پیشرفت و عمیقتر شدن شخصیتپردازی نیتن دریک و دیگر شخصیتها هستیم و در واقع در این عنوان تمامی شخصیتها به بلوغ و تکامل نهایی خود رسیده اند. شاید آنها به مانند بنیان و اساس همیشگی این سری بازهم فقط درگیر یک ماجرای شکار گنج باشند، ولی این مشکلاتی که با پیشروی داستان خود را در مسیر این شخصیتها نمایان میکنند هستند که باعث عمق بخشیدن به داستان و شخصیتهای جذاب این بازی میشوند و در این زمینه سازندگان و نویسندگان بازی به بهترین شکل هنر خود را آشکار ساختهاند. نهایتا باید بگویم من به طور کامل از روند پیشروی داستان، داستانسرایی، پیچشهای داستانی و نتیجهگیری آن خشنود و راضی هستم و واقعا باید بگویم از این بهتر نمیشد.


[عکس: uncharted-4-a-thiefs-end-extended-gamepl...631954.jpg]

3 تفنگدار!

زیباترین، چشمنوازترین … بدون شک

قطعا همگی شما تریلرها و ویدئوهای مختلفی را از زمان معرفی Uncharted 4: A Thief’s End تا زمان انتشار بازی مشاهده کردهاید و میدانید که بیشترین سوالی که در این مورد مطرح شده این است که “آیا Uncharted 4 کیفیت نمایشها و تریلرهایش را داراست یا خیر؟”. بگذارید رک و پوستکنده بگویم “نه”. میدانید چرا؟ زیرا Uncharted 4 بسیار بسیار بهتر از تمامی آنچه است که قبل از انتشار بازی از آن دیده بودیم. جلوههای بصری بازی به قدری زیباست که تاکنون چیزی مانند آن را در هیچ عنوان کنسولی دیگری ندیدهاید و نوابغ ناتیداگ زیباترین بازی کنسولی از لحاظ گرافیک تا به امروز را ساختهاند و به هبچ وجه هیچگونه نگرانی در مورد گرافیک بازی نداشته باشید.

بازی از لحاظ گرافیک فنی و هنری بینظیر است و به قدری زیبا و چشمنواز است که جای هیچگونه حرف و حدیثی را باقی نمیگذارد. سازندگان به طرز وحشتناکی بر روی تمامی جزئیات گرافیکی بازی اعم از تکسچرها و طراحی چهرهها و … وقت گذاشتهاند و با وسواسی خاص آنها را به بهترین شکل در بازی پیاده کردهاند. جزئیات صورت شخصیتها و حالات چهره آنها هنگام صحبت کردن و گشت و گذار در محیط فوقالعاده دیدنی از کار درآمدهاند. افکتهای نورپردازی به قدری بینقص و طبیعی و در اوج زیبایی کار شدهاند که گاهی در بازی میایستید و به تلالو اشعههای نور از بین شاخ و برگ درختان و یا تابیدن آنها بر روی صورت شخصیتهای جاافتاده و پختهتر شده شخصیتهای بازی مینگرید و کار سازندگان را تحسین میکنید.


[عکس: image_stream-27145-2995_0002-e1463092597263.jpg]

یکی از نکات ضعف بازی این است که از بس زیباست مدام بازی را متوقف میکنید تا اسکرینشات بگیرید!

علاوه بر این صحنههای آرام و زیبا و احساسی، بازی در مقیاس بسیار بالاتر، پر است از صحنههای جذاب و اکشن و هیجانی، که در آنها برادران دریک (که گویا یک عدد از آنها کافی نبوده است!) با در و دیوار و پنجره و تصادف ماشین و در یک کلام با همه چیز و در همه جا دست و پنجه نرم میکنند. از لحاظ جنبههای بصری، بازی Uncharted 4 بی عیب و نقص، بکر و پر زرق و برق است، کاتسینهای بازی مستقیما به گیمپلی آن وصل میشوند تا هر چه بیشتر قدرت بازی را حس کنیم، تکتک تکسچرها و حتی جزئیات بسیار ریز گرافیکی بازی با دقت فراوان طراحی شده و هر یک با وسواس خاصی در بازی قرار گرفتهاند.

بازی از لحاظ ثبات در نرخ فریمریت نیز بسیار مقتدر عمل میکند و به هیچ وجه در بازی با افت فریم مواجه نخواهید شد. از دیگر جهات فنی نیز بازی در بهترین کیفیت ممکن قرار دارد و هیچ گاه مواردی مثل دیر لود شدن برخی تکسچرها که امروزه گریبانگیر بسیاری از بازیهای بزرگ دنیا نیز هست را مشاهده نمیکنید. از لحاظ “عمق دید” نیز بازی فوقالعاده زیبا عمل میکند و شاهد مناظر بسیار زیبا و چشمنوازی در دوردستها هستیم.

یکی از نکات واقعا منفی بازی این است که از بس زیبا و چشمنواز است دلتان نمیآید هر ۳۰ ثانیه یکبار نایستید و از منظره و محیط اطراف خود اسکرینشات نگیرید! اگر بخواهید این کار را بکنید که مدام باید گیمپلی را متوقف کنید و اگر هم این کار را نکنید عذاب وجدان میگیرید که چنین مناظر و محیطهایی را که در هیچ بازی دیگری تاکنون ندیدهاید از دست بدهید و از آنها اسکرینشات نگیرید. وقتی ناتیداگ بازی بسازد دردسرها و نکات منفی بازی هم این میشود که از زیبایی ندانیم چکار کنیم!

در مجموع و به طور کلی هیچگونه ایرادی به جلوههای گرافیکی بازی چه از لحاظ فنی و تکنیکی و چه از لحاظ طراحی هنری وارد نیست و سازندگان بازی حق مطلب را در این مورد مانند سایر بخشها ادا کردهاند تا یک بازی بینقص به دست ما برسد. از لحاظ تکنیکی و فنی و همینطور از لحاظ هنری عنوان Uncharted 4: A Thief’s End یک technical masterpiece (شاهکار تکنیکی) است و بس.


[عکس: drake_u3_u4_compare_logo_1421239309-e1463092535774.jpg]

تفاوت کیفیت به اندازه یک نسل که چه عرض کنم، به اندازه ۲ نسل است.

اکشنماجرایی خالص = Uncharted 4

گیمپلی بازی هم به مانند سایر بخشهای آن از نکات قوت پرتعداد Uncharted 4: A Thief’s End محسوب میشود و باید حسابی خود را برای انجام بازی آماده کنید زیرا این عنوان همهجور اکشن و هیجان و جذابیت و لذت را برای شما با گیمپلی بینظیر و فوق متنوعش در نظر گرفته است. لحظهای در بازی وجود ندارد که بخواهید احساس خستگی کنید زیرا هر لحظه و در بخشهای مختلف بازی تنوع بسیار بالایی را در اکشن بازی شاهد هستیم که باعث میشود تپش قلب شما شدیدتر شده و آدرنالین خونتان بالا برود.

تنوع مراحل و محیطهای بازی و طراحی مراحل آن چیزی فراتر از فوقالعاده است و هرگز، به معنای واقعی هرگز احساس تکراری شدن یا بازی کردن در بخشهایی مانند هم به شما دست نخواهد داد. انواع و اقسام محیطها از جنگلی و سرسبز (که امضای آنچارتد هستند) گرفته تا محیطهای گرم و استوایی و عمارتها و فروشگاه و زندان و ….


[عکس: uncharted4preview_3-635x357-e1463092613543.jpg]

هدفگیری، تیراندازی و کاورگیری در بازی بسیار لذتبخش و خوشدست از کار درآمدهاند.

تنوع اسلحهها کاملا مناسب است و گانپلی بازی نیز به مانند همیشه جذابیت بسیار بالایی دارد. مکانیسم شلیک و هدفگیری در بازی به بهترین و خوشدستترین شکل انجام میشود و همچنین سیستم کاورگیری بازی نیز حتی از همیشه هم بهتر است و کاملا درست و به موقع و بدون کوجکترین حرکت اضافی عمل میکند. مبارزات بازی نیز به دلیل بالاتر رفتن هوش مصنوعی دشمنان چالشبرانگیزتر و جذابتر شده است و کار خیلی آسانی در به پایان رساندن برخی از مبارزات بازی نخواهید داشت. سازندگان بازی موفق شدهاند تا بالانس بسیار مناسبی را بین اکشن و بخشهای گشت و گذار و اکتشاف و پلتفرمینگ در بازی ایجاد کنند تا به هیچ وجه باعث خستگی و بیحوصلگی بازیباز نشود.

یکی از نکات بسیار عالی و مثبت بازی این است که با وجود کیفیت گرافیکی بسیار بالا و سنگین بودن آن، هیچ گونه صفحه بارگزاری بین زمانهایی که بازیباز میمیرد و شروع مجدد وجود ندارد و بازی به سرعت ریتم خود را از سر میگیرد و این باعث میشود تا هیجان گیمپلی اصلا پایین نیاید و جذابیت آن حفظ شود و کار سازندگان در این مورد بسیار قابل تحسین است.


[عکس: maxresdefault-12-e1463092606180.jpg]

باز هم بالا رفتن از در و دیوار و صخره و… این بار با کیفیتی استثنائی…

هوش مصنوعی بازی چه در بخش یارهای خودی و چه در بخش دشمنان فوق العاده عالی است. مثلا در یک مبارزه با مشت و تن و به تن زمانی که یکی از دشمنان شما را بگیرد یارهای خودی سریعا به کمک شما میآیند و کاری میکنند تا وی شما را رها کند و حتی دشمنان را برای شما میگیرند تا بتوانید آنها را راحتتر بزنید. دشمنانی که اسلحه دارند به قدری حرکت میکنند و این طرف و ان طرف میروند که کار شما برای کشتن آنها بسیار سختتر شود و این مبارزات بازی را چالشبرانگیز و جذاب کرده است و البته گاهی شما را به این سمت سوق میدهد که از برخی درگیریها اجتناب کنید و به صورت مخفیانه کار را پیش ببرید. چمنها و گیاهان بلند میتوانند شما را دار خود پنهان کنند تا هدف خود را از بین ببرید ولی نکته اینجاست که ممکن است ۱۰ نفر دیگر هم در همان نزدیکی مشغول پرسه زدن باشند و کار به این راحتیها نیست. بنابراین اگر قصد دارید که تمام آنها را به صورت بیسروصدا و مخفیانه از بین ببرید باید از لبهها، گیاهان بلند، آب و دیگر مواردی که میتوانند شما را در محیط پنهان کنند استفاده بهینه کنید و همچنین سرعت عمل بالایی نیز از خود نشان دهید تا شناسایی نشوید. زمانی که بتوانید این کار را با موفقیت انجام دهید و مدیریت کنید، حس رضایت بسیار شیرینی به شما دست خواهد داد. البته مواردی هم در بخش مخفیکاری وجود دارند که شاید گاهی عجیب به نظر برسند مثلا وقتی که از بغل به سمت یک دشمن که ایستاده است میدوید تا او را از پای درآورید تا دیگران را صدا نزند، برایتان کمی عجیب به نظر میرسد که چگونه وی متوجه شما که از کنارش به سمت وی میرفتید نشد؟! البته ما که ناراحت نیستیم!


[عکس: uncharted-4-thiefs-end-twelve-towers-gam...442494.jpg]

تکتک مکانیکهایی که در بازی قرار دارند به بهترین شکل بهینه شدهاند

از جمله مواردی که در این شماره به بازی اضافه شده است وجود دیالوگهای انتخابی در طول گیمپلی بازی است که مستقیما از شاهکار The Last of Us گرفته شدهاند و به تر و تازهتر کردن دنیای بازی و القای حس یک تجربه جدید در این سری کمک زیادی میکنند. مثلا شما میتوانید با یک نفر در مورد این که چگونه در فلان موقعیت گرفتار شدهاید و یا مثلا دشمنان چگونه بر سرتان ریختهاند صحبت کنید و این گونه این حس به شما دست میدهد که دنیای بازی کاملا واقعی است.

باید به این نکته اشاره کنم که بازی برخلاف این که بسیاری از افراد پیش از انتشار آن نگرانیهایی در بخش انتخاب دیالوگها و زیاد شدن این قبیل موارد در بازی داشتند، اصلا مملو از گزینههای انتخاب کردن مکالمه و… نیست (البته برای من از آغاز مسجل بود که همینگونه خواهد بود زیرا ناتیداگ باهوشتر از این حرفهاست و میداند که یک نقشآفرینی نمیسازد).


[عکس: E3-2015-Uncharted-4-A-Thief%E2%80%99s-En...589145.jpg]

ببین یعنی اگه بزنی میزنم دخلت رو میارم ها… از من گفتن بود!

لحظات بسیار بسیار کمتعدادی در بازی وجود دارد که شما بتوانید دیالوگی را در طول پخش یک کاتسین انتخاب کنید ولی این را بدانید که این لحظات تنها برای افزودن لایهای جدید از تعامل به بازی در طول کاتسینهای طولانی افزوده شدهاند و هر گزینه و هر دیالوگی که انتخاب کنید، نهایتا هیچ تاثیری در روند داستان و وقایع آن به هیچ وجه نخواهد داشت.

همچنین در این شماره به نظر میرسد که گویی تعداد کشت و کشتارها کمتر از نسخههای قبلی شده است، البته اصلا نگران نباشید زیرا کلی شلیک و مبارزه و …. در بازی وجود دارد ولی در کنار اینها بخشها و مراحلی نیز هستند که خیلی بیشتر به اکتشاف و گشت و گذار و پلتفرمینگ میپردازند. در واقعا به جای این که بگویم شاید تعداد مبارزات و کشت و کشتارها کمتر شده است بهتر است گفته شود که تعداد گشت و گذارها و اکتشافها و پلتفرمنوردیها بیشتر شده است.


[عکس: 2886495-uncharted-4_drake-sully-stairs-e...500863.jpg]

خودمانیم، پدر سالی را در این چهار شماره در آوردیم ها!

نتهایی که با ما ماجراجویی میکنند…

در بخش صداگذاری و موسیقی میتوان گفت که امکان انجام کاری با کیفیتتر از آنچه صداگذاران و سازندگان موسیقی Uncharted 4: A Thief’s End انجام دادهاند وجود ندارد و کار آنها در بالاترین سطح کیفیت عناوین روز دنیا قرار دارد. در وهله اول نولان نورث دوستداشتنی را داریم که باز هم در قالب شخصیت نیتن دریک محبوب ما خوش درخشیده است و بهترین عملکرد اجرا و صداگذاری را داشته است. تروی بیکر نیز که شاید تنها حضور در یک عنوان از سری Uncharted را در کارنامه پرافتخارش کم داشت، این بار در نقش برادر بزرگتر نیتن، به نام سم ایفای نقش کرده است و با اجرای عالی خود، یکی از ارکان اصلی بازی در این نسخه محسوب میشود. علاوه بر این دو نفر که به بهترین شکل و بالاترین کیفیت کار صداگذاری بازی را انجام داده اند، دیگر شخصیتها و صداگذاران نیز در قالب نقشهای دیگر مثل النا و سالی و …. حداکثر قدرت و کارایی خود را در بازی پیاده کردهاند و شاهد هیچ ایفای نقش ضعیف و حتی معمولی در بازی نیستیم.

در بخش موسیقی همانطور که میدانید در نسخه چهارم دیگر Greg Edmonson کار ساخت و تنظیم موسیقیها را پس از سالها افتخارآفرینی در این فرنچایز، بر عهده نداشته است و Composer جدیدی برای این عنوان استفاده شده است که Henry Jackman نام دارد و سابقه ساخت موسیقی در فیلمهایی مثل X-men 1st Class را بر عهده داشته است. به شخصه باید بگویم که اصلا دلیل این تصمیم ناتیداگ را نفهمیدم و برایم قابل توجیه نیست که شخصی مانند Greg Edmonson که برخی از برتربن موسیقیهایی که در تاریخ بازیهای رایانهای شنیدهایم برای ما به ارمغان آورده است را کنار بگذارد. تنها شنیدن قطعه اصلی سری Uncharted یعنی Nate’s Theme که شاهکاری از وی است برای غرق کردن ما در دنیای این سری و زنده کردن کلی خاطرات شیرین و دوستداشتنی برای ما کافی است. البته بحث دیگری نیز در اینجا مطرح است که شاید خود Greg Edmonson این تصمیم را گرفته است و ترجیح داده تا با همان ۳ گانه اولیه کار خود را در این سری به پایان برساند. اما به هر حال بایستی از او تشکر کرد و به احترام وی کلاه از سر برداشت.


[عکس: 1920x-1-e1463092486720.jpg]

بیدلیل نبود که سم لیک و کلیف بلزینسکی لب به تحسین بازی گشوده بودند. این بازی واقعا فراتر از این حرفهاست…

با این که با حس نسبتا موضوعگیرانهای به استقبال موسیقی Uncharted 4: A Thief’s End رفتم و زیاد از نبودن Greg Edmonson راضی نبودم، ولی هر چه گذشت و موسیقیهای بازی را بیشتر گوش دادم مشاهده کردم که الحق والانصاف ناتی داگ میداند دارد چکار میکند و موسیقیهای بازی به قدری عالی و مناسب بازی هستند که جای هیچ گله و شکایتی را باقی نمیگذارند. باید اعتراف کرد که Henry Jackman کار خود را بینقص انجام داده است و انتخاب بسیار درستی برای نسخه چهارم بازی و ایجاد یک تحول در موسیقی این سری با بالارفتن یک نسل بوده است و روحی تازه و نو در کالبد این فرنچایز دمیده است.

تمامی قطعات، موسیقیها و به طور کلی ساندترک بازی به مانند همیشه در این فرنچایز، بسیار عالی، روحنواز، زیبا و با کیفیت Compose شدهاند و حال و هوای بازی را در هر لحظه و بسته به موقعیت خاص بازی در آن صحنه به خوبی به ما منتقل میکنند و کاملا با جو بازی همخوان و سازگار هستند. موسیقی زیبا از اولین شماره تاکنون همواره به عنوان یکی از برترین نقاط قوت فرنچایز Uncharted محسوب شدهاند و باید گفت Henry Jackman هم در نسخه چهارم این میرات ارزشمند را حفظ کرده و ادامه داده است..


کیفیت یعنی این… و دیگر هیچ…

نقش خاطره میزند…

Uncharted 4: A Thief’s End عنوانی است که جای نسخه دوم را به عنوان برترین نسخه این سری میگیرد و ورود خود به نسل هشتم را به قدرتمندترین شکل ممکن اعلام میکند. set pieceهای بازی بسیار به یادماندنی و زیبا هستند، تا میخواهید از یک نوع اکشن و هیجان در بازی خسته شوید نوع دیگری از اکشن به سراغتان میآید و سطح هیجانتان را به طور مداوم بالا میبرد.

باید بگویم این محبوبترین بازی من در تمام سری Uncharted و همینطور زیباترین و چشمنواز ترین عنوان از لحاظ گرافیک که تاکنون بازی کردهام نیز هست. از آن مهمتر این که Uncharted 4 سرگرمکنندهترین و برترین شوتر سومشخصی است که طی ۲۲ سال تجربه بازیباز بودن خود داشتهام. من از همان زمان آغاز این فرنچایز عاشق آن بودم ولی باید بگویم که نسخه چهارم استانداردهای این سری را باز هم به بالاتر برد و دقیقا با تغییر از نسل هفت به هشت، سری Uncharted نیز به اندازه یک نسل کیفیت خود را بالاتر برده است. ناتیداگ افسانهای و نوابغ حاضر در آن بار دیگر نشان دادند که چطور باید بازی ساخت و موفق شدهاند تا یک عنوان یه یادماندنی دیگر را برای دوستدارارن پلیاستیشن به ارمغان آورده و برگ زرین دیگری را نیز در کارنامه پر از افتخار خود رقم بزنند.


[عکس: uncharted-4-ps4-2-e1463092639392.jpg]

آخرین ماجراجویی قهرمان خوشتیپ و بذلهگوی ما قطعا بهترین آنها نیز هست.

عنوانی در خور تحسین، استودیویی شایسته تعظیم…

اگر پلیاستیشن ۴ داشته باشید و Uncharted 4: A Thief’s End را تجربه نکنید، همان بهتر که این کنسول را نداشته باشید زیرا قدرت اصلی آن را هنوز ندیدهاید و نمیدانید که این کنسول وقتی به دستهایی توانا سپرده شود چهکار میتواند بکند و چه بازیهایی را بر روی آن میتوان ساخت و اجرا کرد. هیچ عذر و بهانهای برای بازی نکردن این عنوان پذیرفته نیست و اگر همیشه در نقدها به شما گفتهام که “اگر فلان سبک را دوست ندارید بازی را تجربه نکنید”، این بار باید بگویم هر نوع سلیقهای دارید و هر سبکی را که دوست دارید و دوست ندارید، کنار بگذارید و Uncharted 4 را تجربه کنید زیرا اگر ذرهای ذات هنردوستی داشته باشید فقط و فقط عاشقش خواهید شد و این بازی گزینه دیگری را برایتان باقی نمیگذارد.

Uncharted 4: A Thief’s End برای من نماد نسل هشتم است و به قدری زیبا و جذاب است که به هیچ وجه دلم نمیخواست بازی به پایان برسد و به قدری از تجربه آن لذت میبردم که همواره و با رد کردن هر مرحله استرس داشتم که یک قدم دیگر به پایان بازی نزدیک میشوم و این بسیار ناراحتکننده بود. Uncharted 4: A Thief’s End مانند هدیهای است که از نسلهایی جلوتر برای ما فرستاده شده است و بار دیگر من را به صحت فرضیهام در مورد ناتیداگ تشویق میکند که “اعضای ناتیداگ متعلق به سالهای آینده هستند”.

[عکس: uncharted-4-review-1.png]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 15:56

امتیازات Total War: Warhammer | تخیلی و فانتزی اما همچنان عمیق و استراتژیک

تا انتشار اولین Total War فانتزی استودیو کریتیو اسمبلی زمان زیادی باقی نمانده است و ما امروز شاهد انتشار امتیازات بازی Total War: Warhammer از سوی منتقدین هستیم. Total War: Warhammer اولین بازی از سری Total War قلمداد میشود که از نبردهای واقع گرایانه تاریخی فاصله گرفته و به سراغ محتویات فانتزی و افسانهای رفته است. این بازی دارای ۵ فرقه مختلف شامل Chaos ،Dwarfs ،Empire ،Greenskins و Vampire Counts است که بازیکنان میتوانند از میان آنها، گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنند. فرقه دیگری هم با نام Bretoia معرفی شده است که فقط در حالت اسکرمش (skirmish) قابل بازی میباشد. هر یک از این فرقهها، شیوه آرایش جنگی و خصوصیات منحصر به فرد خود را دارند که در نحوه شکل گیری نبردها تاثیر گذار خواهد بود.


[عکس: header-1.jpg]

Total War: Warhammer به صورت انحصاری برای رایانه های شخصی در ۲۴ مه (مصادف با ۴ خرداد) منتشر می شود. در ادامه شما شاهد امتیازات و نظرات منتقدین پیرامون بازی نامبرده هستید:

امتیازات:


IGN Italia – 95

نقل قول:

این یک بازی حماسی است.

Hobby Consolas – 94
IGN Spain – 92
Metro GameCentral – 90

نقل قول:

عناصر فانتزی Warhammer به زیبایی Total War، با به ارمغان آوردن عنوان استراتژیکی عمیق، تاکتیکی و جذاب رنگ میدهند.

CGMagazine – 90
Meristation -90
3DJuegos -90
GamesRadar+ – 90
GameSpot – 90

نقل قول:

این یک موفقیت در طراحی استراتژی همزمان و بهترین بازی در سری Total War است.

XGN – ۹۰
Game Informer – ۸۸

نقل قول:

Total War: Warhammer بهترین بازی Total War است که من تجربه کردهام و هواداران این سری بازی قطعا در اینجا برنده خواهند بود. آنهایی که بیشتر دنبال محتویات تاریخی هستند، با دیدن موارد فانتری اقراق شده نا امید خواهند شد اما در میان این همه جادو و آشوب، استراتژی بسیار خوب و زیادی قرار دارد.

IGN – ۸۶

نقل قول:

Total War: Warhammer سرشار از ایدههای هیجان انگیز، شخصیتهای فوقالعاده و سیستم بسیار خوب واحدها و فرقهها است.

PC Gamer – ۸۶
GameStar -85
The Games Machine -85
GameWatcher -85
Guardian -80
Destructoid -80
Game Revolution – ۷۰
Gameblog.fr -70

متای بازی:

86

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 6:59

Batman: Retu to Arkham رسما معرفی شد + مقایسه تصویری نسخه اصلی و بازسازی شده

شرکت برادران وارنر سرانجام به صورت رسمی عرضه دو عنوان Batman: Arkham Asylum و Batman: Arkham City برای کنسولهای نسل فعلی را تایید کرد.


[عکس: batman_arkham_city-600x337.jpg]

بسته Batman: Retu to Arkham در ماه جولای برای کنسولهای نسل فعلی، یعنی اکسباکسوان و پلیاستیشن۴ عرضه خواهد شد. پیش از این شایعات و گمانه زنیهای زیادی در مورد این بسته به گوش رسید و حتی اطلاعاتی نیز از آن لو رفت. اما هماکنون به صورت رسمی اعلام شده که دو عنوان Batman: Arkham Asylum و Batman: Arkham City که توسط موتور گرافیکی آنریل ۴ بازسازی شدهاند، در یک بسته برای کنسولهای پلیاستیشن۴ و اکسباکسوان منتشر خواهد شد. کار بازسازی بازی را Virtuos انجام داده است و شامل همه محتواهای الحاقی و جوایز نسخه GOTY این دو بازی نیز میشود. Batman: Retu to Arkham در ۲۹ جولای و با قیمت ۳۹٫۹۹ دلار در دسترس بازیبازان قرار خواهد گرفت. بدون شک کاوش دوباره در تیمارستان آرکهام و شهر آرکهام لذت فوقالعادهای دارد.

تصاویری نیز از Batman: Retu to Arkham منتشر شده است که در زیر مشاهده میکنید:

مترجم: اشکان عالی خانی /
مقایسه تصویری نسخه اصلی و بازسازی شده

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 6:59

RE: انواع اکانت دست دوم

درود
طبق قوانین انجمن، شما باید چند تصویر از اکانت به همراه اسم خودتان بر روی آن ها و مدرکی که ثابت کند این اکانت های برای شما است قرار دهید تا خریدار مطمئن بشه و اعتماد سازی انجام بشه.

[عکس: p62xx6v729ir.jpg]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 6:59

امتیازات Total War: Warhammer | تخیلی و فانتزی اما همچنان عمیق و استراتژیک

تا انتشار اولین Total War فانتزی استودیو کریتیو اسمبلی زمان زیادی باقی نمانده است و ما امروز شاهد انتشار امتیازات بازی Total War: Warhammer از سوی منتقدین هستیم. Total War: Warhammer اولین بازی از سری Total War قلمداد میشود که از نبردهای واقع گرایانه تاریخی فاصله گرفته و به سراغ محتویات فانتزی و افسانهای رفته است. این بازی دارای ۵ فرقه مختلف شامل Chaos ،Dwarfs ،Empire ،Greenskins و Vampire Counts است که بازیکنان میتوانند از میان آنها، گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنند. فرقه دیگری هم با نام Bretoia معرفی شده است که فقط در حالت اسکرمش (skirmish) قابل بازی میباشد. هر یک از این فرقهها، شیوه آرایش جنگی و خصوصیات منحصر به فرد خود را دارند که در نحوه شکل گیری نبردها تاثیر گذار خواهد بود.


[عکس: header-1.jpg]

Total War: Warhammer به صورت انحصاری برای رایانه های شخصی در ۲۴ مه (مصادف با ۴ خرداد) منتشر می شود. در ادامه شما شاهد امتیازات و نظرات منتقدین پیرامون بازی نامبرده هستید:

امتیازات:


IGN Italia – 95

نقل قول:

این یک بازی حماسی است.

Hobby Consolas – 94
IGN Spain – 92
Metro GameCentral – 90

نقل قول:

عناصر فانتزی Warhammer به زیبایی Total War، با به ارمغان آوردن عنوان استراتژیکی عمیق، تاکتیکی و جذاب رنگ میدهند.

CGMagazine – 90
Meristation -90
3DJuegos -90
GamesRadar+ – 90
GameSpot – 90

نقل قول:

این یک موفقیت در طراحی استراتژی همزمان و بهترین بازی در سری Total War است.

XGN – ۹۰
Game Informer – ۸۸

نقل قول:

Total War: Warhammer بهترین بازی Total War است که من تجربه کردهام و هواداران این سری بازی قطعا در اینجا برنده خواهند بود. آنهایی که بیشتر دنبال محتویات تاریخی هستند، با دیدن موارد فانتری اقراق شده نا امید خواهند شد اما در میان این همه جادو و آشوب، استراتژی بسیار خوب و زیادی قرار دارد.

IGN – ۸۶

نقل قول:

Total War: Warhammer سرشار از ایدههای هیجان انگیز، شخصیتهای فوقالعاده و سیستم بسیار خوب واحدها و فرقهها است.

PC Gamer – ۸۶
GameStar -85
The Games Machine -85
GameWatcher -85
Guardian -80
Destructoid -80
Game Revolution – ۷۰
Gameblog.fr -70

متای بازی:

86

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:33

Batman: Retu to Arkham رسما معرفی شد + مقایسه تصویری نسخه اصلی و بازسازی شده

شرکت برادران وارنر سرانجام به صورت رسمی عرضه دو عنوان Batman: Arkham Asylum و Batman: Arkham City برای کنسولهای نسل فعلی را تایید کرد.


[عکس: batman_arkham_city-600x337.jpg]

بسته Batman: Retu to Arkham در ماه جولای برای کنسولهای نسل فعلی، یعنی اکسباکسوان و پلیاستیشن۴ عرضه خواهد شد. پیش از این شایعات و گمانه زنیهای زیادی در مورد این بسته به گوش رسید و حتی اطلاعاتی نیز از آن لو رفت. اما هماکنون به صورت رسمی اعلام شده که دو عنوان Batman: Arkham Asylum و Batman: Arkham City که توسط موتور گرافیکی آنریل ۴ بازسازی شدهاند، در یک بسته برای کنسولهای پلیاستیشن۴ و اکسباکسوان منتشر خواهد شد. کار بازسازی بازی را Virtuos انجام داده است و شامل همه محتواهای الحاقی و جوایز نسخه GOTY این دو بازی نیز میشود. Batman: Retu to Arkham در ۲۹ جولای و با قیمت ۳۹٫۹۹ دلار در دسترس بازیبازان قرار خواهد گرفت. بدون شک کاوش دوباره در تیمارستان آرکهام و شهر آرکهام لذت فوقالعادهای دارد.

تصاویری نیز از Batman: Retu to Arkham منتشر شده است که در زیر مشاهده میکنید:

مترجم: اشکان عالی خانی /
مقایسه تصویری نسخه اصلی و بازسازی شده

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:33

انواع اکانت دست دوم

سلام دوستان
اکانت گارانتی دار Rainbow Six Sieg و Division با گارانتی تعویض مادام العمر 10000 تومان
انواع اکانت های BF4-HARDLINE-NFS-STARWARS-TITANFALL و همه بازی های اورجین و یوپلی 25000 تومان بدون تضمین با تمامی اطلاعات

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:33

آموزش ساخت کاور پست در سطح متوسط (اختصاصی گیمفا)

با سلام و درود فراوان خدمت تمامی کاربران گیمفا.

با اموزشی جدید در خدمت شما هستیم که درسطح گیمفا فکر میکنم جدید باشه و تاحالا توی انجمن قرار نگرفته باشه. فکر کنم با کاور های بنده آشنایی دارید و حداقال یک بار در نقدهای دوستان مشاهده کردید کارهای بنده حقیر رو. بنده تصمیم گرفتم که آموزش ساخت یکی از کاور هام رو براتون قرار بدم که امیدوارم استفاده کنید و لذت ببرید.

کاور نهایی ما :


[عکس: gzg9vaz0rqcnl3895lw0.jpg]

قبل از شروع بگم که به دوتا چیز نیاز دارید که برای شروع خیلی نیاز هستش و اون هم تصویر دکتر فریمن هست و یکی دیگر هم تکسچر (همون پس زمینه کاغذی شکل رو بهش میگن تکسچر). تصویر دکتر فریمن رو حالا خودتون میتونید عوضش کنید و جاش هرچی دلتون میخواد بزارید.


خب شروع میکنیم :

=================================================================

در ابتدا یک صفحه باز میکنید و طول و عرض رو مانند عکس پایین تنظیم میکنید


[عکس: 5nuxi9gucwhggd5cllqq.jpg]

بعد از این که صفحه رو باز کردید تصویر تکسچری که بهتون دادم رو وارد فتوشاپ میکنید مثل تصویر پایین

[عکس: tigbyo9aldsgzzp3w3ey.jpg]

سپس میرید و اون گوشه سمت راست روی اون دایره که نصفش سفیده و نصف دیگش طوسی کلیک میکنید و روی gradient map کلیک میکنید


[عکس: 7jzdp11iuw2llxuxu8cn.jpg]

بعد تصویر شما به رنگ سیاه سفید در میاد که نیازه رنگش عوض شه چون خیلی زشته اینطوری مثل تصویر پایین عمل کنید


[عکس: 23lbtior0jrkgc9kiv.jpg]

بعد از انجام کاری که تصویر بالا گفت یه پنجره براتون باز میشه مثل عکس پایین


[عکس: ske4ui6aj9zl4mjlx9yn.jpg]

بعد از این که پنجره بالا باز شد باید رنگ های سیاه و سفید رو به رنگی که در تصویر پایین مشخص شده تغییر بدید(حالا شما میتونید به دلخواه رنگ دیگه هم انتخاب کنید) بنده کد رنگ هارو بالای هر کدوم نوشتم که شما فقط کافیه واردش کنید و تموم


[عکس: pfmlysr05uc929pn2s.jpg]

بعد از وارد کردن کد رنگ ها بر روی ok کلیک کنید تا پنجره بسته بشه، تصویر کار ما تا اینجا :


[عکس: 2fujd0zyei67beoz0nxx.jpg]

بعد باید بخش عکس رو استارت بزنیم که برای شروع ابتدا باید به دست چپ فتوشاپ خودتون نگاه کنید(همونجایی که ابزار ها هستن) بعد موستون رو ببرید روی اونجایی که یه مربع هست و کلیک کنید و نگه دارید. مثل تصویر زیر :


[عکس: ghl5ikqiwav5nx7t39mv.jpg]

سپس یک جایی از تصویرتون کلیک راست میکنید تا پنجره ای براتون باز شه بعد از باز شدن پنجره میبینید که بغلش یک ایکون چرخدنده وجود داره روی اون کلیک میکنید و یک کادر دیگه براتون باز میشه بعدش روی کلمه All کلیک کنید


[عکس: 1fpneanhqcmby989hjej.jpg]

بعد از کلیک کردن روی کلمه all و زدن کلمه ok شیپ های جدید به بخش شیپ های شما اضافه میشه (همون شکلک هایی که توی تصویر هستن) بعد از اضافه شدن شیپ ها دنبال شیپی که در تصویر پایین مشخص شده بگردید و روش کلیک کنید


[عکس: oj678yc5wvbdei4cpplx.jpg]

بعدش به اندازه تغریبا بزرگ اون رو بکشید و ببریدش کنار صفحه مثل تصویر پایین


[عکس: qmss9hbdxap534isdic1.jpg]

بعدش تصویر دکتر فریمن رو وارد فتوشاپ کنید


[عکس: m0vq6poylvpnayfed9va.jpg]

روی لایه تصویر(همون گوشه سمت راست) کلیک راست کرده و گزینه زیر رو بزنید


[عکس: iezarf5ui6buoxjsitab.jpg]

نتیجه تا اینجا


[عکس: i8fd5rolaxznd6af215w.jpg]

بعد از این که تصویر دکتر فریمن رو وارد شیپمون کردید مثل تصویر بالا باید روی بخش دایره ای شکلمون یکم کار کنیم برای این کار دوبار روی لایه شیپ کلیک کنید همون جایی که آبی شده


[عکس: q71z05oclezjzcaakkdt.jpg]

الان کادر زیر براتون باز میشه شما به ترتیب کار هایی که گفته شده رو انجام بدید


[عکس: 8twqrc2mcndmvrxkuvqy.jpg]

[عکس: nsczvf95ke19p0n4kp3f.jpg]

تصویر ما تا اینجای کار


[عکس: l8buvplpa89xooedxm63.jpg]

بعدش متن خودتون رو مینویسید بعدش با نگه داشتن ctrl روی دوتا لایه کلیک کنید تا آبی بشن


[عکس: 8eyoxdb6odh5ybtbxrk0.jpg]

بعد از این که آبی شدن کلید ctrl + g رو فشار بدید تا وارد یک پوشه بشن


[عکس: ktqvzim5jiadfz98tre0.jpg]

بعد از این که وارد پوشه شدن روی پوشه کلیک کنید تا دوباره براتون پنجره باز بشه و بعدش کار هایی که گفته میشه رو انجام بدید


[عکس: 03gp1k83a1x0k9d05x21.jpg]

[عکس: 7zrp3sbvksbdchpgf3qg.jpg]

تصویر ما تا اینجا


[عکس: b1hgnm0tn5c2131yhzj9.jpg]

بعد از اعمال کار هایی که در بالا گفته شد از پوشه یک کپی بگیرید (باز زدن ctrl + j)


[عکس: phctgkr5nthnyi8a6lm0.jpg]

بعد از گرفتن یک کپی اون رو تبدیل به عکس کنید مثل تصویر پایین


[عکس: 0o6sd6dpdzak2r2x1ewl.jpg]

بعد از تبدیلش باید اون رو یکم ویرایش کنیم تا خوشگل بشه D: برای این کار باید اول اونو بلور کنیمش


[عکس: butdhgbbwkvu7a1zy963.jpg]

تغییرات پایین رو اعمال کنید


[عکس: 4ri5zjg9kifyqda2fcxh.jpg]

تصویر ما تا اینجا


[عکس: 0kq2i2zlrkfge5zi8kps.jpg]

خب حالا با پاک کن وسط متن(جاهایی که بلور شده) رو پاک کنید بجز گوشه ها


[عکس: eyu0ejpfrwm6o6lqcn5t.jpg]

بعد باید یک بار دیگه از لایه متن کپی بگیرید و تبدیلش کنید به عکس و بعد تغییرات زیر رو روش اعمال کنید (باید لایه رو برید پایین بالای تکسچرمون)


[عکس: vpq7rzxkjnm8btvfmnhs.jpg]

بعد یکم شفافیتش کم کنید و توی کل تصویر بخشش کنید مثل تصویر پایین


[عکس: tn3ltwsmicj2zetu23gk.jpg]

پایان

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:18

شبکه پلیاستیشن هفته آینده بهعلت تعمیرات قطع خواهد بود
[عکس: Plaxstation_Network-c9c15d7eec667e56-768x432.jpg]

سونی هفته آینده قصد انحام تعمیراتی بر روی شبکه پلیاستیشن دارد و آن را زمانبندی کرده است. برای اطلاع از جزئیات، در ادامه با گیمفا همراه باشید.

سونی اعلام کرد طبق زمانبندیهای انجامشده، شبکه پلیاستیشن در روز چهارشنبه به مدت ۲ ساعت قطع خواهد بود. این قطعی از ساعت ۶:۳۰ تا ۸:۳۰ صبح به وقت محلی طول خواهد کشید.

لازم به ذکر است در طول تعمیرات، کماکان میتوانید به حساب پلیاستیشن خود وارد شوید و به انجام بازی و برنامهها مشغول باشید. ولی دسترسی به شبکه پلیاستیشن، مدیریت حساب کاربری و پلیاستیشن ویدئو غیر ممکن خواهد بود. همچنین اگر حسابتان در حالت Primary نمیباشد، سونی به مانند گذشته کاربران تغییر حالت حساب به Primary توصیه میکند.

منبع:

https://www.vg247.com/2016/05/19/playstation-network-down-for-maintenance-next-week/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:41

Thumbs Up معرفی سه سایت حرفه ای در زمینه طراحی سایت
شرکت سایت کد تیم متشکل 25 نفراز توسعه دهنگان و طراحان سایت است که توجه ویژه ای بر جنبه های توسعه UX دارند. در سال 83 بصورت منسجم کار خود را در تهران و شهرستان ها آغاز نمود. خوشبختانه در این زمان اندک سایت های طراحی شده توسط سایت کد توانسته در جوامع بین الملی همچون سایت های مطرح در زمینه اعطای جوایز طراحی مانند csswier.com و cssreel.com جوایزی را دریافت نماید. ما آماده ارائه راه حل های دیجیتال خلاقانه و کارآمد برای کسب و کار آنلاین شما هستیم. تعهد ، خلاقیت و کارآمیخته با شور و شوق حاصلی جز یک اثر ماندگار برای شما و ما ندارد. علاوه بر جنبه های کاربر پسند بودن در حین طراحی رعایت اصول ساختار برای موتورهای جستجو اهمیت ویژه ای دارد که به آن نیز پرداخته ایم. منحصر به فرد بودن همراه با خلاقیت ، تجربه و دانش تضمین بالاترین کیفیت در کار ماست . و توسعه نرم افزار های تحت وب تخصص ماست . [color=#fc6454"]برای مشاوره و راهنمایی پروژه خود با ماتماس بگیرید[/color].
پرتال یا ، نرم افزاری تحت وب است که با محیط کاربری ساده و آسان، امکانات قدرتمند ایجاد و را با فناوری پیشرفته، قیمتی بسیار مناسب و بدون نیاز به تخصص و دانش برنامه نویسی در اختیار شما قرار می دهد. اگر به دنبال راهی ساده برای ایجاد وبسایت شرکتی یا شخصی هستید، هم اکنون به جمع کاربران پرتال بپیوندید و از 14 روز نسخه آزمایشی رایگان بهره مند شوید.
اهم فعالیت های گروه نرم افزاری ایده معطوف بر ارائه و توسعه نرم افزارهای تحت وب و موبایل می باشد .ما برای توسعه نرم افزارهای سازمانی تحت وب با مقیاس بزرگ و کوچ و یا نرم افزارهای مبتنی بر موبایل آماده همکاری و ارائه مشاوره به شما عزیزان هستیم. گروه نرم افزاری در راستای حمایت از صاحبان ایده های حوزه فناوری اطلاعات دارد.
، ، ، ، ، ،

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 15:33

Assassin’s Creed Identity همراه با یک بروزرسان بزرگ به اندروید آمد
[عکس: maxresdefault-830x467-768x432.jpg]

امروز روز خوبی برای طرفداران Assassin’s Creed Identity بود؛ زیرا یوبیسافت بههمراه عرضه یک بروزرسان بزرگ برای بازی، این بازی را برای پلتفرم اندروید نیز منتشر کرد. این عنوان در فوریه برای آیاواس منتشر شده بود و برای هردو پلتفرم، ۵ دلار قیمت دارد. البته نکته قابل توجه این است پیشنیاز اجرا این بازی، داشتن حداقل اندروید نسخه آبنبات ژلهای (Jelly Bean) میباشد. در ادامه با ما همراه باشید.

همچنین بروزرسان این بازی که با نام Forlì شناخته میشود، عملیاتهای جدیدی با نام A Crimson Sunset را به بازی اضافه میکند. در پایین میتوانید توضیحات رسمی این بروزرسان را مطالعه نمایید:


نقل قول:

بازیکنان میتوانند در دو نقشه از بازیهای Assassin’s Creed II و Assassin’s Creed Brotherhood را در دو حالت Dusk (غروب) و Seige (محاصره) را گشتوگذار نمایند. همچنین در کنار یک ماموریت قراردادی جدید به نام Crow Hunt، چهار ماموریت اصلی داستانی نیز به بازی افزوده خواهند شد.


یوبیسافت میگوید این بروزرسان چالشهای روزانه Identity را بهبود میبخشد و لباسها و آیتم پکهایی را به بازی اضافه میکند. همچنین این بروزرسان قابلیت پشتیبانی از سرویسهای Weibo و Uplay support را به بازی اضافه میکند تا بتوانید با دستگاههای دیگر به بازی بپردازید. این آپدیت ۲ دلار قیمت دارد.
Identity که در سال ۲۰۱۴ بهصورت محدود منتشر شده بود، توسط یوبیسافت به عنوان اولین عنوان نقشآفرینی Assassin’s Creed برای تلفنهای همراه (اولین عنوان نقشآفرینی نه اولین عنوان Assassin’s Creed برای تلفنهای همراه) عرضه شده است. در این بازی شما شخصیت Assassin خود را ساخته و شخصیسازی کرده (درجات موجود شامل دیوانه، سایه تیغ (Shadow Blade)، شیاد و دزد میباشند) و آنرا به مبارزه در رنسانس ایتالیا، محل وقوع Assassin’s Creed II، میفرستید.
شما میتوانید شخصیتتان را با آنالوگهای مجازی یا روش «ضربه بزن و حرکت کن» کنترل کنید. همچنین خوشبختانه این بازی از گیمپد (دسته بازی) پشتیبانی میکند.
برای دریافت این بازی از روشهای قانونی میتوانید به
یا مراجعه نمایید.

منبع:

http://www.gamespot.com/articles/assassins-creed-identity-comes-to-android-as-new-b/1100-6439931/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 14:18

فروش اکانتThe Division
سلام به همه دوستان..
دوستان یک اکانت Uplay بازی The Division موجود می باشد...این اکانت هکی بوده و بنده هیچ مسئولیتی در قبال ریستور شدن یا نشدنش ندارم ولی احتمال ریستور شدنش خیلی کمه.
قیمت رو ۱۷۰۰۰ تومن گذاشتم..
دوستان اگر بازی های دیگه رو هم خواستید می تونید با ایمیل و ایدی تلگرام زیر در تماس باشید..
Gmail:[email protected]
Telegram:@HunterDred

[عکس: b5f8a705a39cbcb08e3423cc77f4cec7.jpg]

Sent from my SM-G920F using Tapatalk

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:28

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:28

فروش اینترنتی بازی Uncharted 4 برای کنسول PS4 ریجن 2 به همراه DLC ها
فروش بازی Uncharted 4 برای کنسول PS4 ریجن 2 به همراه DLC ها
قیمت : 210
برای خرید پستی بازی Uncharted 4 با ما تماس بگیرید. 09335856636
فروشنده : اینتر پی سی
توضیحات بازی Uncharted 4 برای کنسول PS4 :

مطمئنا هر پلتفرم پرطرفداری با بازی ها و عناوین بسیار جذاب و دوست داشتنی خاص و مربوط به خود شناخته می شود و کنسول های سونی یعنی پلی استیشن نیز از این قاعده مستثناء نیستند. یکی از بازی هایی که در دوره ی کنسول نسل هفتمی سونی یعنی PS3 پا به عرصه ی بازی های ویدئویی گذاشت و بسیار موفق عمل کرده بود، فرنچایز بسیار جذاب و فوق العاده زیبای Uncharted بوده که هم اکنون قرار است شاهد ادامه ی راه آن در کنسول نسل هشتمی سونی یعنی PS4 باشیم. سه نسخه از این سری به صورت کاملا انحصاری برای کنسول PS3 عرضه شد و موفقیت چشمگیری را نیز بدست آورد و هم اکنون نیز قرار که شاهد نسخه ی چهارم آن برروی کنسول PS4 باشیم.
سازنده ی محبوب و دوست داشتنی این بازی که ***** نام دارد، قبل از ساخت این بازی، یک بازی دیگر را که به عنوان اولین بازی ساخته شده به دست آنها برای کنسول PS4 شناخته می شود و توانست متای افسانه ای 95 را کسب کند، بری کنسول PS4 توسعه داده بودند و با فراز و نشیب های این کنسول آشنا شده بودند. این بازی نیز نسخه ی بازسازی شده ی The Last of Us بود که در سال قبل توانست در بسیاری از سایت های مطرح در این زمینه، لقب بهترین بازی سال را به خود اختصاص دهد. از همین رو سازندگان این بازی آشنایی بسیار زیادی را با سخت افزار کنسول PS4 بدست آورده اند و آنطور که از کارهای گذشته ی آنها نیز پیداست، بازی منتظر یک بازی بسیار موفق دیگر از سوی این استدیو باشیم که بازهم مرز های جدیدی را برای صنعت بازی سازی تایین کند و تعاریف جدیدی را در این زمینه به یادگار بگذارد.
آنچارتد 4 برای اولین بار در E3 2014 با نام کامل Uncharted 4: a Thief’s End نمایشی بسیار خیره کننده را از خود برجای گذاشت که تمامی حضار در سالن را به وجد آورد. تعداد زیادی از افرادی که این نمایش را مشاهده کردند، در ابتدا بر این باور بودند که این نمایش تنها یک تریلر کاملا CG و سینماتیک است و بازی اصلی به هیچ وجه نمی تواند در این حد در زمینه ی گرافیک قدرتمند عمل کند. اما مدت نه چندان زیادی پس از این بازخورد ها از سوی سازندگان این بازی اعلام شد که تریلر به نمایش در آمده کاملا از درون بازی ضبط شده و محصول نهایی نیز دارای گرافیکی حتی بالاتر از این خواهد بود. از همین رو بسیاری از هواداران این بازی مشتاق یک نمایش از گیم پلی بازی شدند که به تمامی سوال های خود در زمینه ی گرافیک پاسخ بدهند. در هفته های گذشته به مناسبت جشن 20 سالگی پلتفرم پلی استیشن، همایشی بزرگ از سوی سونی به مدت دو روز در شهر لاس وگاس برپا شد که در آن شاهد اخبار و نمایش های بسیار مهیج و جذابی در رابطه با بازی های این پلتفرم بودیم. یکی از این نمایش های جذاب، نمایشی از گیم پلی آنچارتد 4 بود که باری دیگر باعث شد تمامی تماشاگران این نمایش به وجد در بیآیند و سازنده ی آن یعنی ناتی داگ را تحسین کنند. در ادامه شاهد یک بررسی کامل از نمایش گیم پلی این بازی خواهیم بود که اطلاعات زیادی را در زمینه ی تکنولوژی های به کار رفته در بازی، گرافیک، محیط و یا حتی داستان آن در اختیار شما قرار می دهد.
در ابتدای بررسی هر بخش از این نمایش لازم به گفتن است که تریلر به نمایش در آمده از گیم پلی این بازی، در مرحله ی pre Alpha قرار داشته. یعنی که شاید تنها شاهد نیمی از قدرت گرافیکی این بازی بوده ایم و حتی خیلی از ویژگی های گرافیک فنی بازی نیز در آینده پیشرفته تر خواهند شد. پس در زمینه ی گرافیک در این تریلر تنها باید تکنولوژی های به کار رفته بر روی اجسام را بررسی کنیم؛ نه سر تعدادی پیکسل و کیفیت برخی تکسچر ها به بحث درمورد آنها بنشینیم.
در ابتدای این تریلر موردی که توجه همه را به خود جذب می کند دور نما و محیط اطراف بازی است که از جزئیات بسیار زیاد و فوق العاده ای بهره مند می باشد. درخت ها، کوه ها، آبشار ها و … به همراه پرندگان و موجودات دیگری که از آن فاصله قابل روئیت هستند. همچنین در رابطه با این دورنما های پرجزئیات سازندگان بازی اعلام کرده اند که تمامی مناظر مشاهده شده در بازی برروی سخت افزار کنسول پردازش شده اند و به هیچ وجه شاهد بک گراند های از پیش رندر شده ای که تنها ماهیت ظاهری دارند، نخواهید بود. هر قسمت از منظره ای که در دور دست های قابل مشاهده است، شاید همان قسمتی است که در جلوتر قرار است در آن به بازی کردن بپردازید.
در اکثر بازی ها، المان آب و ویژگی خیسی تنها موفق به تغییر رنگ قسمتی از محیط و یا لباس شخصیت های داخل بازی می شود که بعد از مدتی کاملا اثرش از بین می رود. اما در آنچارتد 4 ماجرا کمی با دیگر بازی ها متفاوت تر عمل خواهد کرد. در یکی از بخش های تریلر شاهد بودیم که شخصیت اصلی و قابل کنترل بازی یعنی “نیتن دریک” مجبور می شود تا نیمی از بدن خود را وارد آب کند؛ بعد از خارج شدن از آب علاوه بر تغییر رنگ شلوارش و تیره تر شدن آن، شاهد تغییر چروک های روی شلوار بودیم و احساس می شد که پارچه ی شلوار نیتن کمی سنگین تر از قبل به نظر می رسد. دقیقا همان واکنشی که پارچه در مقابل آب در دنیای واقعی نشان می دهد. علاوه بر این در قسمتی دیگر در یکی از درگیری ها مشاهده کردیم که سر نیتن زیر آب قرار می گیرد و خیس می شود. نه تنها اکثرا، بلکه در تمامی بازی هایی که تا به الان عرضه شده اند، در اینطور مواقع شاهد هیچگونه تفاوتی نسبت به قبل از خیس شدن سر و مو ها نبوده ایم، اما در این صحنه از آنچارتد 4 شاهد به هم ریخته شدن مو های نیتن و گرفتن حالت سنگینی به خود بودیم که به نوبه ی خود گامی موفق در عرصه ی ویژگی های بصری در بین بازی های نسل هشتم به شمار می رود.
در یکی دیگر از بخش های این دمو نیتن مسافتی نسبتا طولانی را برروی شیبی پر از گل و لای به پشت سر می خورد و در پایان نیز برروی سر یکی از دشمنانش فرود می آید، بعد از اینکه نیتن از جایش بلند می شود می توانیم به صراحت گل و لای های چسبیده به پشتش را مشاهده کنید که نوید از آن می دهند که شخصیت درون بازی دارای تعامل های بسیار گسترده تری با محیط نسبت به بازی های دیگر شده است که روند بازی و گیم پلی را واقع گرایانه تر از قبل جلوه می دهد. همین ویژگی هایی که اکثر بازی باز ها بی تفاوت از کنارشان عبور می کنند، باعث شکل گرفتن میحطی مملوس تر و طبیعی تر می شوند که تجربه ای بسیار نزدیک از اتفاقاتی که برای شخصیت درون بازی می افتد را وارد بطن بازی باز می کنند.

پانوشت: هنگامی که یک استدیو به طور کلی از نسلی به نسلی دیگر جهش می کند، به غیر از تغییرات کلی در بازی های جدید، در مهم ترین عضو داخلی استدیو نیز تغییرات زیادی را اعمال می کند که در نهایت باعث می شود که یک بازی از همه نظر شبیه به یک بازی نسل جدید باشد، و یا حتی فرا تر از آنها عمل کند. این عضو اصلی داخلی، همان موتور بازی سازی هست که در استدیوی ناتی داگ با اسم –ناتی داگ انجین- شناخته می شود. انجینی که در تمام سال های بازی سازی این استدیو به همراه ناتی داگ حضور داشته، اما در ساخت بازی آنچارتد 4 نسخه ای توسعه یافته از همین موتور استفاده شده است که تغییرات زیادی را نسبت به نسخه ی قبلی خود، تجربه کرده است تا بتواند یک بازی تماما نسل هشتمی را تولید کند.

[عکس: Uncharted-4-Preview-1-650x342.jpg]

دقیقه ی 9 این دمو دقیقا همان قسمتی بود که عده ی زیادی انتظارش را در این نمایش می کشیدند، یعنی مبارزه و زد و خورد های تمام نشدنی سری آنچارتد. مطمئنا اگر جزو کسانی باشید که عنوان قبلی استدیوی ناتی داگ یعنی The Last of Us را تجربه کرده اند، شباهت های زیادی را بین این بازی و آنچارتد 4 مشاهده خواهید کرد. از مهم ترین این شباهت ها می توان آزادی عملی بالا در هنگام درگیری های درون بازی دانست که خودش یک نقطه ی قوت در برابر دیگر بازی ها به شمار می رود. مثلا هنگامی که در یک منطقه متوجه حضور دشمنان مسلحی می شوید که هدفشان تنها نابودی شما است، بازی راه های زیادی را در مقابل شما قرار می دهد که هرکدام نسبت به دیگری ویژگی های متفاوتی را دارا است. مثلا شما می توانید دو روند کاملا متفاوت مخفی کاری و یا اکشن را انتخاب کنید. اما گیم پلی آنچارتد 4 یک راه سومی را نیز در پیش روی شما قرار می دهد که تلفیقی از دو سبک مخفی کاری و اکشن به شمار می رود. در دموی به نمایش در آمده از بازی، اینطور به نظر می رسید که بازی باز کل منطقه ی پیش روی خودش را که مملو از دشمنان مسلح است، به چند بخش مستقل تقسیم بندی می کند که هر بخش نیز دارای سربازان و دشمنان مربوط به خودش است. بعد از نابود سازی یکی از این بخش ها مصلما باید خود را به ناچار وارد بخشی دیگر بکنید اما سوالی که در این میان بوجود می آید این است که آیا همان روند قبل را در پیش می گیرید یا قصد دارید در بخش دیگر از گروهی دیگر از المان های اکشن و مبارزه با دشمنان استفاده کنید. در دمو شاهد آن بودیم که بازی باز سعی می کرد تا بعد از آتش بازی های پیاپی خود را به صورت مخفیانه به بخش دیگر برساند و موفق هم می شد. اما هوش مصنوعی بسیار بالای دشمنان در آنچارتد 4 باعث می شود تا تمامی نقشه های تان به پوچی تبدیل بشوند. هنگامی که شما در لابه لای بوته ها و علف ها در محیط پنهان شده اید، سرباز ها به صورت گروه های چند نفره اقدام به جست و جو در محیط می کنند و شیوه ای از جست و جو را در پیش می گیرند که پیشروی در کنارشان به صورت مخفیانه بسیار دشوار خواهد بود. در این هنگام نیز راهکار های پر تنوعی برای از بین بردن دشمنان پیش روی تان به صورت مخفیانه وجود دارد که هر یک جذابیت ها و سختی های مربوط به خود را دارا هستند. یکی از این راهکار ها که در دمو شاهد آن بودیم، کشتن هدف در میان بوته ها به صورت کاملا بی سر و صدا و به دور از دید دشمنان است. اگر این روش دارای هیجان زیادی نیست می توانید از ارتفاعات بر روی دشمنانتان فرود بیآید که مطمئنا اگر کسی در آن نزدیکی باشد متوجه حضور شما در محیط خواهد شد. همچنین جابه جایی نیتن در محیط کاملا هم بی سر و صدا نیست، به عنوان مثال در یکی از بخش هایی که دشمنان مشغول پیدا کردن نیتن بودند، دیده شد هنگامی که نیتن بعد از پرشی بلند لبه ی صخره ای را می گیرد، از فرط شدت برخورد نیتن با بدنه ی صخره صدایی توجه سربازی را که در بالای صخره قرار داشت نسبت به قسمتی که نیتن در آنجا حضور دارد مشکوک می شود و به آن سمت قدم بر می دارد. هنگامی که از بالای سر نیتن اقدام به ضربه زدن به دستان نیتن می کند، نیتن او را به پایین می کشد، اما در همین حال شاهد دو ویژگی بسیار جذاب در گیم پلی بودیم که هردو به صورت متوالی اتفاق افتادند. اولی اینکه سرباز بعد از پایین افتادن از صخره همچنان نا امید نشده و اقدام به گرفتن پای نیتن می کند، همین موضوع نوید از هوش مصنوعی مثال زدنی و بسیار بالای سربازان دشمن در بازی است. نیتن نیز تنها راه نابودی سرباز را ضربه زدن با پا به صورت سرباز می بیند و اقدام به همین کار نیز می کند. درست در همین قسمت شاهد نمونه ی بارزی از جزئیات بالای دشمنان هستیم یعنی سرازیر شدن خون از بینی نیتن! مطمئنا اگر آنقدر تیزبین باشید که متوجه اینطور ویژگی ها در بازی باشید، در آنچارتد 4 به تعداد بسیار زیادی صحنه های این چنینی را تماشا خواهید کرد.
از دیگر ارکانی که به این نسخه از سری آنچارتد افزوده شده می توان قلابی را نام برد که نیتن با استفاده از آن از صخره های مختلف بالا می رود، همپنین طنابی که در این نسخه همیشه به همراه نیتن خواهد بود، به او کمک خواهد کرد که از لبه پرتگاه ها و یا شاخه ی درختان آویزان شود و به جهت های مختلف جهش کند. البته این مورد در نسخه های قبلی آنچارتد نیز قرار داشت اما در این نسخه شاهد نسخه ای گسترده تر از آن خواهیم بود که گیم پلی پرتنوعی را برای بازی باز رقم خواهد زد.

دمو بازی :
http://www.aparat.com/v/HNiKk

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 3:28

فرووش اکانت Uplay
سلامی دیگر خدمت همه دوستان گیمفایی.
بنده بازم در خدمت شما هستم با اکانت مقابل که قصد فروش اکانت رو دارم.
در خصوص اکانت اینم بگم که اکانت هکی هستش ومن خودم بیش از 3 ماه میشه بازیش میکنم که رستور نشده.بعید میدونم بعد اینم بشه.
قیمت پیشنهادی من هم برا این اکانت 40 هزار تومان می باشد.
دوستانی که مایل به خرید اکانت می باشند می توانند نظرات خودشان را بیان کنند یا با شماره 09367498831 در تلگرام باهام در ارتباط باشند...

[عکس: 8izf_img_20160518_215557.jpg]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:08

تماشا کنید: تریلر و تبلیغ تلویزیونی جدیدی از Attack on Titan منتشر شده
همانطور که میدانید عنوان Attack on Titan مدتی است در ژاپن عرضه شده است و طرفداران انیمه منتظر این بازی در غرب هستند. عنوان Attack on Titan در غرب با نام Attack on Titan: Wings of Freedom عرضه میشود و البته یک نسخه ویژه کلکسیونی نیز برای آن (مانند ژاپن) در نظر گرفته شده است. برای دریافت اطلاعات بیشتر با وبسایت خبری، تحلیلی گیمفا همراه باشید.

امروز کویی تکمو یک تبلیغ تلویزیونی و یک تریلر جدید از عنوان Attack on Titan منتشر کرد. عنوان Attack on Titan در آمریکای شمالی در تاریخ ۳۰ آکست و در اروپا در تاریخ ۲۶ اگست برای پلتفرمهای پلیاستیشن۴، پلیاستیشن۳، پلیاستیشنویتا و رایانههای شخصی عرضه خواهد شد تا طرفداران این انیمه محبوب در خارج از ژاپن نیز بتوانند این عنوان را تجربه کنند. عنوان Attack on Titan در مناطق غربی با نام Attack on Titan: Wings of Freedom عرضه میشود. تریلر جدید منتشر شده از این عنوان برروی شخصیت آرمین، دوست قدیمی ارن و میکاسا تمرکز دارد. شما میتوانید تریلر و تبلیغ تلویزیونی جدید Attack on Titan: Wings of Freedom را در زیر مشاهده و دانلود کنید:
[عکس: Attack-on-Titan-Screenshot-2016-02-18-11...strain.jpg]
تبلیغ


تریلر

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 0:02

آمار فروش هفتگی ژاپن منتشر شد | آنچارتد ۴ به سبک جاپونی
مانند هر چهارشنبه، آمار فروش هفتگی سختافزارها و نرمافزارهای ژاپن در هفته گذشته به وسیله Media Craete منتشر شده است. برای دریافت اطلاعات بیشتر با وبسایت خبری، تحلیلی گیمفا همراه باشید.

شما میتوانید جدول پر فروشترین نرمافزارها را در زیر مشاهده کنید:


  1. Uncharted 4: A Thief’s End – PS4 – ۱۲۸,۷۲۴ / New
  2. Kirby: Planet Robobot – ۳DS – ۲۴,۲۹۸ / ۲۴۸,۹۵۱
  3. Yo-kai Sangokushi – ۱۰,۶۹۶ / ۵۰۹,۵۷۹
  4. Jikkyou Powerful Pro Baseball 2016 – PS Vita – ۹,۵۱۰ – ۱۱۹,۳۱۰
  5. Jikkyou Powerful Pro Baseball 2016 – PS4 – ۸,۴۷۳ / ۱۳۴,۳۹۱
  6. Jikkyou Powerful Pro Baseball 2016 – PS3 – ۵,۹۲۸ / ۷۶,۴۴۰
  7. Dragon Quest Monsters: Joker 3 – ۳DS – ۵,۷۶۷ / ۵۹۲,۳۲۱
  8. Minecraft: PS Vita Edition – PS Vita – ۵,۶۹۳ / ۷۶۸,۵۳۲
  9. Splatoon – Wii U – ۵,۲۳۷ / ۱,۳۶۲,۲۳۰
  10. Super Mario Maker – Wii U – ۴,۰۳۰ / ۸۷۴,۴۰۵
  11. Dying Light: Enhanced Edition – PS4 – ۲,۷۵۹ / ۱۳,۲۱۸
  12. Dark Souls III – PS4 – ۲,۶۴۲ / ۲۸۹,۵۸۶
  13. Star Ocean 5: Integrity and Faithlessness – PS3 – ۲,۵۷۴ / ۲۷,۸۷۵
  14. Animal Crossing: New Leaf (Happy Price) – ۳DS – ۲,۴۹۸ / ۴۵,۶۰۱
  15. One Piece: Buing Blood – PS4 Vita – ۲,۴۷۱ / ۵۱,۵۲۸
  16. Mario and Sonic at the Rio 2016 Olympic Games – ۳DS – ۲,۴۱۷ / ۱۵۸,۷۲۹
  17. One Piece: Buing Blood – PS4 – ۲,۳۰۱ / ۵۲,۵۹۲
  18. Star Fox Zero with Star Fox Guard – Wii U – ۲,۲۱۴ / ۳۲,۴۴۲
  19. Minecraft: PlayStation 4 Edition – PS4 – ۲,۱۹۶ / ۹۲,۱۶۵
  20. Grand Theft Auto V (New Price Edition) – PS4 – ۲,۱۹۴ / ۱۰۸,۰۲۳

همچنین میتوانید در زیر جدول پر فروش ترین سختافزارها را مشاهده کنید:

  1. PS4: 23,239
  2. New 3DS XL: 13,623
  3. PS Vita: 12,299
  4. Wii U: 3,896
  5. New 3DS: 3,021
  6. PS3: 997
  7. ۳DS: 823
  8. ۳DS XL: 128
  9. Xbox One: 115

در هفته گذشته، بازی جدیدی به غیر از Uncharted 4: A Thief’s End در بازار ژاپن منتشر نشد. اما این عنوان توانست با فروش فوقالعاده خود در این کشور، در صدر جدول پر فروش ترین نرمافزارها قرار بگیرد. در ردههای بعدی نیز بازیهایی مانند Kirby: Planet Robobot و Yo-kai Sangokushi را مشاهده میکنیم. فروش خوب قسمت چهارم آنچارتد در ژاپن، باعث شده تا فروش کنسول پلیاستیشن۴ نیز افزایش یابد و با قدرت به صدر نشینی خود در جدول پر فروش ترین سختافزارها ادامه دهد. قطعا فروش خوب Uncharted 4: A Thief’s End در کشور ژاپن خبر بسیار خوبی برای سونی است.

[عکس: ws_Japan_Flag_1920x1200-ds1-670x419-constrain1.jpg]
[عکس: 2f4hzkro9qop.jpg]

Keep Calm

and

Trust BATMAN

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 0:02

تماشا کنید: Batman: Retu to Arkham رسما معرفی شد
شرکت برادران وارنر سرانجام به صورت رسمی عرضه دو عنوان Batman: Arkham Asylum و Batman: Arkham City برای کنسولهای نسل فعلی را تایید کرد. برای دریافت اطلاعات بیشتر با وبسایت خبری، تحلیلی گیمفا همراه باشید.

بسته Batman: Retu to Arkham در ماه جولای برای کنسولهای نسل فعلی، یعنی اکسباکسوان و پلیاستیشن۴ عرضه خواهد شد. پیش از این شایعات و گمانه زنیهای زیادی در مورد این بسته به گوش رسید و حتی اطلاعاتی نیز از آن لو رفت. اما هماکنون به صورت رسمی اعلام شده که دو عنوان Batman: Arkham Asylum و Batman: Arkham City که توسط موتور گرافیکی آنریل ۴ بازسازی شدهاند، در یک بسته برای کنسولهای پلیاستیشن۴ و اکسباکسوان منتشر خواهد شد. کار بازسازی بازی را Virtuos انجام داده است و شامل همه محتواهای الحاقی و جوایز نسخه GOTY این دو بازی نیز میشود. Batman: Retu to Arkham در ۲۹ جولای و با قیمت ۳۹٫۹۹ دلار در دسترس بازیبازان قرار خواهد گرفت. بدون شک کاوش دوباره در تیمارستان آرکهام و شهر آرکهام لذت فوقالعادهای دارد. تریلر معرفی زیبایی نیز از Batman: Retu to Arkham منتشر شده که میتوانید آن را در زیر مشاهده و دانلود کنید:


[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31782-3591_0001.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31782-3591_0002.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31782-3591_0003.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31783-3591_0001.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31783-3591_0002.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31785-3591_0001.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31786-3591_0001.jpg]

[عکس: image_batman_retu_to_arkham-31786-3591_0002.jpg]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 0:02

قدیمی ولی به یاد ماندنی | 10 بازی برتر نسل هفتم
[عکس: 25aygpgkhn4u6hb75xyy.jpg]

سال 2005 بود که مایکروسافت کنسول ایکس باکس 360 را راهی بازارها کرد. ابتدا قرار بود که نام این کنسول ایکس باکس 2 باشد ولی طی تصمیمات مدیریت مایکروسافت نام آن به 360 تغییر کرد. در این مقاله نگاهی اجمالی به 10 عنوان برتر این نسل پر خاطره خواهیم انداخت و توضیحاتی درباره داستان، گیم پلی و علل محبوبیت آن ها میاندازیم. امیدواریم خوشتون بیاد و استفاده کنید.


10. Fallout 3
[عکس: 7w53nv9cbm0u7mpmju7a.jpg]

بازی Fallout3 در سال 2008 برای کنسول ایکس باکس 360 به انتشار رسید. بزرگ ترین نقطه قوت این بازی داستان و شخصیت پردازی شاهکار آن است. داستان این بازی در سال 2277 اتفاق میافتد که حدود 1 قرن از حمله اتمی چین به آمریکا میگذرد. آلودگی هوا و سمهای باقی مانده از حمله اتمی باعث پدید آمدن موجوداتی خارق العاده شده است. بازی به دو سبک اول شخص و سوم شخص قابل اجرا میباشد. ولی توصیه منتقدان این است که در حالت سوم شخص به بازی کردن نپردازید، زیرا وقتی که شخصیت بازی درحال دویدن میباشد صفحه بالا و پایین میرود و باعث سردرد در بازیکن میشود. گرافیک هنری این بازی یکی دیگر از نقات قوت این عنوان است. بازی گرافیک خوبی نسبتا به سال تولیدش دارد و راضی کننده میباشد. صداگذاری این عنوان هم به صورت کاملا حرفهای و راضی کننده صورت گرفته. در بخش موسیقی نمیتوان مجری رادیو را ندیده گرفت، مجری رادیو این بازی تری داگ فوق العاده پرشور و نشاط به صحبت در رادیو میپردازد. بازی فالاوت3 از نظر داستان و شخصیت پردازی شاهکار، از نظر گرافیک در سطح راضی کننده قرار دارد و صدا گذاری بینقص انجام شده.

9. batman: Arkham Asylum

[عکس: j093luk7e83chus2fh8k.jpg]

تا قبل از انتشار سری عناوین بتمن آرکام در سال 2009 کسی استودیو راک استدی را به رسمیت نمیشناخت. این عنوان از همان ابتدای انتشار خود مورد استقبال گیمرهای فراوانی قرار گرفت و به یکی از برترین بازیهای کنسول ایکس باکس 360 تبدیل شد و در لیست بازیهای برتر ربته 9 را به دست آورد. داستان بازی در بیمارستان ارکام اتفاق میافتد، بتمن در دام تله جوکر میافتد وقتی که میخواهد آن را به تیمارستان ببرد. این عنوان دارای شخصیت پردازی راضی کننده میباشد. در بخش گیم پلی بیمارستان آرکام برای کسانی که طرفداران بازی های بزن بزن هستند بسیار راضی کننده و حیرت آور است چنان چه اگر همین امروز هم به سمتش بروید خسته نمیشوید و برایتان تازگی دارد. بازی دارای گرافیکی راضی کننده میباشد و در نسل خودش یکی از بازی هایی بوده که بهترین گرافیک را داشته. اگر دنبال عنوانی میگردید که دارای کارهایی مانند مخفی کاری و خون و خونریزی باشد این عنوان عنوانی راضی کننده برای شما میباشد.

8. Assassin’s Creed: Brotherhood

[عکس: cpt3b65a4zn06n1i8g.png]

عنوان اساسینس کرید برادری در سال 2010 از استودیو Ubisoft Montreal برای Xbox360 منتشر شد. مهمترین عامل برتری این نسخه از نسخه های پیشینش داستان جذاب و غنی آن است. داستان بازی به گونهای است که شما هیچگاه از انجام این عنوان پرخاطره خسته نمیشوید. نسخه دوم این بازی که نسبت به نسخه پیشنیش دارای گرافیک فوقالعادهای بود که این یک موفقیت بزرگ برای یوبیسافت به حساب میآمد اما وجود باگ هایی که در بازی وجود داشت باعث شد که از جذابیت این عنوان کمی کاسته شود. در این نسخه باگ ها کاهش یافته و گرافیک بهبود زیادی نسبت به نسخه قبلی خود پیدا کرده. نورپردازی این نسخه نسبت به نسخه قبلی افت داشته و در صحنه خواصی اثر نورپردازی آنچنانی یوبیسافت دیده نمیشود. صدا گذاری عناوین اساسینس همیشه زبان زد منتقدان بوده، صدا گذاری این نسخه هم نسبت به نسخه قبلی پیشرفت زیادی نیز داشته است. تمامی نکاتی که در بالا گفته شد دلیل برتری Assassin’s Creed: Brotherhood نسبت به نسخه قبلی خود است.

7. Left 4 Dead

[عکس: 701ajwjklvgxy5fs8e8p.jpg]

بازی left4dead در سال 2008 برای کنسول ایکس باکس 360 منتشر شد. خیلی از گیمر ها قبلی از انجام این عنوان فکر میکردنند که بازی هایی که دارای داستان نیستند قابل انجام نیستند و بیارزش هستند. بازی دارای 4 شخصیت به نام های Francis ، Zoey ، Louis و Bill میباشد که شما با انتخاب یکی از این شخصیت ها به بازی در دل زامبیها میپردازید. بازی دارای 4 مرحله است که برای یک عنوان این چنینی واقعا کم است. پس از انتخاب یکی از شخصیت ها هوش مصنوعی بازی کنترل 3 شخصیت دیگر را در دست میگیرد و این نشان دهنده یک داستان نسبتا خوب و گیم پلی کوتاه است. شما قبل از انجام این بازی نباید انتظار گرافیکی بالا داشته باشید زیرا این عنوان در گرافیک حرفی برای گفتن به شما ندارد. گرافیک به صورت ساده و ابتدایی میباشد. یکی از نقاط قوت بازی صداگذاری آن است. به طور مثال وقتی درحال جنگ با زانبیها هستید، صدای داد آنها اوج خشمشان را نشان میدهد. گیم پلی این عنوان بسیار نفس گیر است با این که تعداد مراحل این بازی چهار است ولی باز هم از جذابیت گیم پلی کم نمیشود. توصیه میکنیم که این عنوان را به صورت چند نفره تجربه کنید تا تجربهای عالی از یک بازی ترسناک را داشته باشید.

6. Call of Duty 4: Mode Warfare

[عکس: 1ycn0odqwe9cfypitoyl.png]

بازی کالافدیوتی Mode Warfare در سال 2007 برای کنسول ایکس باکس 360 منتشر گردید. این بازی از نظر داستانی نسبت به هم سبکهای خودش در سطح خیلی بالایی قرار دارد. داستان بازی به نوعی جذاب است که شما را به دنبال خود کشانده و نمیگذارد که از آن جدا شوید. در بخش شخصیت پردازی شما میتوانید کنترل 6 شخصیت را در دست بگیرید. در بخش گرافیک این عنوان در سطح بالایی قرار دارد و ما بازی گرافیکی خوبی را تجربه میکنیم. بر خلاف نسخه های قبلی، این عنوان به زمان امروزی برگشته و سلاح ها پیشرفتهتر شدهاست. همچنین شما میتوانید در این عنوان از بخش چند نفره بسیار لذت ببرید و مراحلی را با دوستان خود به انجام بپردازید. در کل میتوان گفت این عنوان برای طرفداران همچین سبکی راضی کننده است.

5. Mass Effect 2

[عکس: e5rl9o6ktm1sgjr0v69w.jpg]

یکی از بهترین بازی های نسل هفتم عنوان Mass Effect 2 بودهاست. این بازی دارای گرافیک بالا و راضی کنندهای میباشد. جو زمین و فضا کاملا باهم همخوانی دارد، شما به راحتی حس و حال وجود آدم فضایی ها را درک میکنید. طراحی چهره ها و شخصیت پردازی به صورت کاملا حرفهای ساخته و پرداخته شده به طور مثال چهره ها وقتی عصبی هستند به طور کامل حس عصبی بودن در آنها موج میزند. بازی از نظر موسیقی در سطح بالایی قرار دارد. موسیقی درون بازی لحنی حماسی دارد. همچنین آزادی عمل در گیم پلی یکی از نقاط قوت این بازی نیز میباشد. این عنوان را به کسانی که هنوز آن را تجربه نکردند، پیشنهاد میکنیم.


4. The Elder Scrolls V: Skyrim
[عکس: 2szkhs7sbjjef3t5h5jd.jpg]

سال 2011 بود که بازی پرطرفدار The Elder Scrolls V: Skyrim منتشر شد. داستان بازی در سرزمینی به نام Skyrim اتفاق میافتد. بازی مانند هم سبکهای خودش، در ابتدا شما باید شخصیت خود را انتخاب کرده و آن را ویرایش کنید. بازی دارای دو دوربین اول شخص و سوم شخص میباشد که گیمر به خواسته خودش میتواند یکی از آنها را انتخاب کند. این یک نکته مثبت در بخش گیم پلی است. در این عنوان به چهره ها زیاد توجه نشده و از گرافیک چهرهای مناسبی برخوردار نیست، ولی لباسها به خوبی طراحی شده و روی آنها نسبت به چهره ها بیشتر کار شده. طراحی شهر Skyrim بسیار زیبا و چشم نواز است. در طول بازی موسیقیهای بسیاری قابل پخش است به طول مثال وقتی که درحال جنگ با دشمنان هستید موسیقی با لحنی حماسی پخش میشود.

3. BioShock: Infinite

[عکس: h76t2hg2k4g0zozcfj5s.jpg]

بازی Bioshock در سال 2007 برای کنسول ایکس باکس 360 منتشر شد. این عنوان از همان شروع کار خود مورد توجه گیمر ها قرار گرفت. بخش داستانی بازی در سطح بالایی قرار دارد فقط ضعف آن در نفهمیدن پایان داستان است، یعنی بازی اینقدر پیچیده است که شخص نمیتواند داستان را به راحتی درک کند. موسیقی بازی یکی از بهترین آنها در بین بازیهای برتر است. بازی دارای موسیقی دلحوره آور بوده. گیم پلی بازی فوقالعاده بوده و شما میتوانید با گشت و گذار در محیط بازی از آن لذت ببرید. این عنوان یکی از بهترین عناوین نسل هفت میباشد. پیشنهاد من این است که حتما این بازی را تجربه کنید.

2. Red Dead Redemption

بازی red dead در سال 2010 برای کنسول ایکس باکس 360 به انتشار رسید. یکی از نقاط قوت این عنوان گیم پلی آن است. شما میتوانید به راحتی در مناطق نقشه گشت و گذار کنید و از ویژگیهای آن لذت ببرید. یکی دیگر از بخش های این بازی که در آن استودیو راک استار واقعا گل کاشته، گرافیک آن است. در بازی حدود 40 نوع حیوان وجود دارد که حدود 20 عدد از آنها اسبها میباشند. اسب ها از نظر رنگ و ویژگی هیچ شباهتی به هم ندارند و این یکی از نقاط قوت گرافیک و بازی است. موسیقی بازی در بین رقبای خود، یک شاهکار است. شما به هیچ وجه نمیتوانید حیوانی را پیدا کنید که صدایی شبیه به هم نوع خود داشته باشد. در کل میتوان گفت این عنوان یک عنوان فوقالعاده برای ایکسباکس 360 میباشد.


1. Grand Theft Auto V
[عکس: wnvn99xsh9cn4d1nhebk.jpg]

عنوان پرطرفدار Grand Theft Auto V مخفف به جیتیایوی در سال 2013 برای پلتفرم ایکس باکس 360 منتشر گردید. داستانی طولانی و پرفراز و نشیب که با شخصیت ها و دیالوگ های جذاب شما را با خود همراه می سازد و دیالوگ هایی که بین شخصیت ها رد و بدل می شود به قدری پخته و البته همراه با چاشنی طنز کار شده که به عمیق تر بودن سه شخصت بازی و راحت ارتباط برقرار کردن شما با آن ها بیش از بیش افزوده است. گرافیک بازی فوقالعاده بوده و هیچ گونه رقیبی در این موضوع نمیتواند آن را شکست دهد. به هرگوشهای از شهر که نگاه میکنید عابران پیاده با شکل و ظاهری متفاوت درحال قدم زدن هستند، این یک پیشرفت عظیم برای راک استار است. حال نوبت به شخصیت پردازی میرسد. در بازی 3 شخصیت وجود دارد که هرکدام به خودی خود دارای مهارت هایی هستند. گیم پلی بازی فوق العاده بوده و شما هرچقدر هم که بخواهید در بازی گشت و گذار کنید هیچ وقت خسته نمیشوید چون همیشه کاری برای انجام دادن دارید. ایراد گرفتن از موسیقی بازی محال است. هیچ ایرادی نمیتوان بر روی موسیقی این عنوان گذاشت. بیشتر از این توضیح نمیدهم چون برای اگر بخواهم به تمام نکات بازی بپردازم میشود یک نقد و بررسی کامل!

..::امیدوارم که این مقاله بنده راضی بوده باشید::..

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:05

فروش اکانت Origin
سلام و خسته نباشید...
بنده یک اکانت Origin دارم که حاوی بازی های زیر هستش...
اطلاعات اکانت کامل می باشد و همراه با جواب سوال امنیتی + تضمینی می باشد...
دوستانی که مایل به خرید اکانت می باشند می توانند نظرات خودشان را بیان کنند یا با شماره 09367498831 در تلگرام باهام در ارتباط باشند...

[عکس: 4zg7_origin_account_01.jpg]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 4:26

بنچمارکهای رسمی از کارت گرافیک GTX 1080 منتشر شد

معماری پاسکال انویدیا، ماه آوریل سال جاری در همایش GTC این شرکت معرفی شد. کارتی که امروز مورد بررسی قرار میدهیم یعنی GTX 1080 از نظر منطقی جانشین GTX 980 بوده و از نظر قیمت نیز اختلاف زیادی با آن ندارد. قیمت این کارت 599 دلار اعلام شده است (در مقابل قیمت 549 دلاری GTX 980). حال که صحبت قیمت شد اشاره به یک مطلب را لازم میدانیم. معمولا نسخهی رفرنس یا مرجع کارت ها، قیمت پایهی آن را تعیین میکردند، اما این بار انویدیا شرکای خود را مجبور کرده که یک نسخهی خاص از این کارت که Founders Edition نامیده شده را با قیمت 699 دلار به فروش برسانند. هزینهی مدلهای غیر مرجع که توسط این شرکتها ساخته میشود نیز بالای 599 دلار خواهد بود. با توجه به این که شرکای انویدیا از خنک کنندههای سفارشی و طراحیهای VRM ویژه استفاده میکنند، بعید نیست شاهد قیمتهایی همانند Founders Edition باشیم.

[عکس: pressshot.jpg]

همانطور که پیش از این اشاره شد، کارت گرافیک GTX 1080 بر پایهی معماری پاسکال ساخته شده است. تعداد هستههای CUDA که در این کارت به کار رفته از GTX 980 بیشتر میباشد ( 2560 در مقابل 2048) تعداد واحد های TMU نیز افزایش یافته (160 در مقابل 128) و علاوه بر دوبرابر شدن میزان حافظه و افزایش آن به 8 گیگابایت، شاهد استفاده از حافظههای GDDR5X برای اولین بار هستیم. کلاک حافظهی کارت 10 گیگاهرتز بوده که پهنای باند 320 گیگابایت بر ثانیه را از طریق گذرگاه حافظهی 256 بیتی ارائه میدهد. چنین پهنای باندی فقط با گذرگاه های 384 و 512 بیتی در حافظههای GDDR5 قابل دستیابی بود. در حافظههای HBM نیز شاهد حجم بیش از 4 گیگابایت نبوده ایم و HBM2 نیز عملا مورد استفاده قرار نگرفته است. احتمالا هزینههای ناشی از مورد استفاده قرار دادن این نوع حافظه، انویدیا را وادار به استفاده از GDDR5X کرده (که انصافا اجبار بدی نیست!)


[عکس: front_small.jpg]

در این بررسی، از نسخهی Founders Edition استفاده شده است. اما به دلیل این که مشخصات فنی این نسخه با نسخهی معمولی "هیچ" تفاوتی ندارد و تنها شاهد بهینهسازی در سیستم خنک کننده و استفاده از Back Plate بوده ایم، این نتایج عملا مربوط به نسخهی 599 دلاری نیز هستند. در جدول زیر میتوانید مشخصات فنی کارت را با سایر کارتهای هم رده مقایسه کنید:


[عکس: T1.JPG]

همان طور که پیش از این اشاره شد، تغییراتی در خنک کنندهی مرجع ایجاد شده که در تصاویر زیر به وضوح شاهدشان هستیم. از جمله تغییراتی در ظاهر هندسی و اضافه شدن یک Back Plate که بخش خاصی از آن قابل حذف است. ابعاد کارت نیز 27 در 11 سانتی متر بوده و به اندازهی دو شیار، فضا نیاز دارد.
خروجیهای کارت شامل یک پورت DVI، یک پورت HDMI و سه DisplayPort است. DisplayPort ها بروز رسانی شده اند و از این پس از رزولوشن 4K با نرخ بروزرسانی 120 هرتز، 5K و و 60 هرتز و 8K و 60 هرتز با دو کابل، پشتیبانی می کنند.
[عکس: outputs.jpg]

فناوری SLI نیز تغییراتی به خود دیده و انویدیا پیشنهاد کرده که از SLI HB استفاده کنید. (در آینده در یک مقالهی جداگانه به بررسی فناوریهای جدید به کار رفته در GTX 1080 خواهیم پرداخت.) البته SLI معمولی برای دو کارت در دسترس است. کاربرانی که قصد استفاده از بیش از دو کارت برای حالت SLI را دارند باید از طریق سایت انویدیا اقدام به دریافت یک کد خاص کنند.

مشخصات قطعات به کار رفته در سیستم تست از قرار زیر است:


[عکس: T2.JPG]

و در نهایت شاهد عملکرد خیره کنندهی این کارت تک هستهای در تفکیک پذیری 4K و با تنظیمات ULTRA در تمامی عناوین باشید. (از قرار دادن نتایج این کارت در تفکیک پذیری FULL HD صرف نظر کردیم چون اولا این کارت برای این رزولوشن طراحی نشده و حتی بردن نام FULL HD در کنار آن شرم آور است! دوما قدرت بالای این کارت منجر به ارائهی فریم ریت هایی نجومی حتی در عناوینی که از نظر بهینهسازی بدنام هستند میشود. مانند نرخ فریم 160 در بازی Batman: Arkham Knight)

در جدول زیر نیز میتوانید شاهد معجزهی انویدیا در توان مصرفی کارت باشید. سه برابر کم مصرف تر از پرچمدار تک هستهای AMD.


[عکس: power_maximum.png]

GTX 1080 کارایی خارق العاده ای دارد و یک جهش بزرگ نسبت به نسل قبل محسوب میشود. از نظر توان مصرفی به شدت بهینه است. 8 گیگابایت حافظه از نوع GGDR5X داراست و برای اولین بار شاهد استفاده از Back Plate در نسخهی مرجع هستیم. تکنولوژی های جدیدی همچون Ansel، FastSync، HEVC Video، VR در آن به کار رفته و از SLI در رزولوشنهای بالا به خوبی پشتیبانی میکند. استفاده از HDMI 2.0b و DisplayPort 1.4 نیز در آن قابل تقدیر است. هر چند معایبی مانند قیمت بالای نسخهی Founders Edition و محدودیتهای خنک کنندهی رفرنس وجود دارند. یا عدم خاموش شدن فن در هنگام بیکاری. پیچیده تر شدن فرایند اورکلاکینگ و سر و صدای کارت که میتوانست کمتر باشد. هر چند تمامی این مشکلات با عرضهی نسخه های غیر مرجع قابل حل هستند. با در نظر گرفتن تمامی این مزایا و معایب، منبع این مقاله نمرهی 9.1 را به این کارت گرافیک اختصاص داده است.

به عنوان اولین کارت از سری پاسکال، میتوان گفت که انویدیا قدم اول را مقتدرانه برداشته است. باید منتظر ماند و دید که سایر مبارزان انویدیا چه عملکردی به نمایش میگذارند.


برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ساعت: 0:23

پشتیبانی از نسل قبل کنسول اکسباکسوان بر روی بازیهای دو دیسکی کار میکند
[عکس: Xbox-One-backward-compatibility.jpg]

در حالی که چگونگی پشتیبانی عناوین نسل قبل در کنسول اکسباکسوان ما را به گونهای گیج کرده است، بهنظر میرسد که مایکروسافت میخواهد تجربهی بازیهای قدیمی بر روی کنسول نسل فعلی را آسانتر سازد.


لری هریب ملقب به میجور نلسون در وبسایت تایید کرد که تیم پشتیبانی از نسل قبل کارهایی را انجام داده تا بازیهای دو دیسکی اکسباکس 360 بر روی کنسول فعلی قابل بازی شوند. Deus Ex: Human Revolution Director's Cut اولین عنوان از این دسته است که ارائه شده و خدمات 100 درصدی دارد.

سیستم پشتیبانی از نسل هفتم، سال قبل بعد از اینکه در نمایشگاه E3 برای اولین بار نمایش داده شد، کلید خورد و آغاز شد. از وقتی که این سرویس شروع بهکار کرده، بازیهای بیشتر و بیشتری به این برنامه اضافه میشوند. تقریبا هر روز بازیهای جدیدی اضافه میشوند و میتوانید چک کنید که در هفته، چه بازیهایی توسط این سرویس پشتیبانی شدهاند.


منبع:

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:50

سلام گیمفاییهای عزیز! امیدوارم حالتان خوب باشد و هر کجا که هستید سلامت باشید. با مطلب اختصاصی و ویژهای در خدمت شما هستیم. حتما با سری بازیهای محبوب «شیطان هم میگرید» آشنایی دارید. این سری همیشه دارای داستانهایی هیجان انگیز و خیر و شر را تعریف میکرده است و در کنار گیمپلی سریع و لذت بخش، جایگاه ویژهای در بین بازیبازان دارد. حال، قصد داریم تا داستان قسمت اول این سری را که در سال ۲۰۰۱ بهوسیله شرکت کپکام منتشر شد در چند قسمت برایتان تعریف کنیم. این نکته قابل ذکر است که روایت سوم شخص داستان به زبان ادبی و دیالوگ بین شخصیتها به زبان گفتاری نوشته شده است. با قسمت دوم داستان بازی Devil May Cry با ما همراه باشید.

آنچه در قسمت قبل رخ داد:

تریش: «به من میگن تریش. دنبال یه نفری میگردم که میدونم فقط تو میتونی کمکم کنی پیداش کنم. تونی رِد گرِیو»

دانته:«ماموریت انجام شد… عین آب خوردن بود… دارم بر میگردم.»

انزو:«مواظب باش. یه خانوم مشکوک دنبالت میگشت… اومده بود رستوران.»

تریش:«از پسر شوالیه سیاه، اسپاردا، بیشتر از این انتظار داشتم… مگه بابا جونت بهت یاد نداده چطوری دعوا کنی؟»

تریش:«تو پسر اسپاردا هستی. تنها کسی هستی که میتونه دنیا رو نجات بده. شرورترین موجودی که تا حالا تو تاریخ شیاطین بوده داره برای جنگ آماده میشه و تنها کسی که احتمال داره بتونه جلوشو بگیره تویی»

دانته:«حالا کجا باید بریم؟»

تریش:«یه جایی به نام جزیره ماله. خیلی دور نیست اما جای خطرناکیه… باید با قایق بریم.»

[عکس: dmc2.jpg]

جزیره اسرار آمیز

برادههای نور خورشید برروی صخرههای جزیره ماله افتادند. خورشید آرام آرام طلوع میکرد و حال، دانته بهتر میتوانست اطرافش را ببیند. جزیره ماله پر بود از صخرههای تیز و بزرگ. سفر شبانه دانته و تریش خسته کننده بود اما حالا که پایشان را به جزیره گذاشته بودند، دانته احساس بهتری داشت. ماله یک جزیره کوچک صخرهای بود که در وسط آن قلعهای قرون وسطایی و متروکه قرار داشت. تریش و دانته قصد داشتند تا آنجا تحقیقات خود را آغاز کنند اما قبل از آن، پای یک دروازه چوبی بسیار بزرگ در میان بود. روی دروازه علاومتها حروف نا مفهومی به چشم میخورد که دانته مطمئن بود از رسوم و حروف ***** است.

تریش گفت:«بیست سال پیش اعضای یه فرقه عجیب این جزیره رو تسخیر کردن. کسی تحویلشون نمیگرفت… مثل بقیه احمقایی بودن که به شیطان و موجودات شیطانی علاقه داشتن. مخفیگاهشون توی زیرزمین قلعه بود… برا خودشون ماندس رو میپرستیدن و کاری هم به کسی نداشتن اما کمکم اوضاع خطرناک شد. کسی دقیقا نمیدونه اعضای این گروه چی کار کردن اما ظاهرا باعث شدن دروازه دنیای زیرزمینی سست بشه. بعد از یه مدت همهشون ناپدید شدن و دیگه هیچکس ازشون خبردار نشد. ظاهرا کارایی که کردن باعث شده تا ماندس راهی برای ورود به دنیای انسانها پیدا کنه… پدرت، اسپاردا دو هزار سال پیش ماندس رو شکست داد و دروازه دنیای شیاطین رو بست. نباید بذاریم ماندس موفق بشه.»

دانته پاسخ داد:«برام مهم نیست… فقط میخوام ماندس رو ببینم و خودم بکشمش.»

تریش به آرامی گفت:«اعتماد به نفست خیلی بالاست… اونقدرها که فکر میکنی کار آسونی نیستها. ماندس الکی پادشاه دنیای زیرزمینی نشده.»

دانته که انگار حرفهای تریش را نشنیده بود، یکی از درها را به جلو هل داد اما اتفاقی رخ نداد. با بی حوصلگی گفت:«نمیدونم چرا کسی عادت نداره که کلید رو زیر پا دری بذاره… همیشه باید از زور کمک بگیرم؟.»

شمشیر را درآورد و با قدرت آن را حرکت داد. دروازه از وسط به دو نیم تقسیم شد و دو لنگه در روی زمین افتادند. تریش گفت:«خب ظاهرا مشکلی برا پیدا کردن راه ورودی نداری. فک کنم باید از هم جدا بشیم تا زودتر قلعه رو بگردیم. تو همین راه رو ادامه بده، من از یه طرف دیگه میرم.»

دانته گفت:«کدوم طرف.» اما دیگر دیر شده بود. تریش با یک پرش بلند از دانته دور شد. اگر دانته یک درصد فکر میکرد که تریش انسان است، با این پرش بلند و غیر عادی کاملا مطمئن شد که او یک انسان نیست. تریش بدون زحمت خاصی بیش از ۱۰-۱۵ متر به هوا میپرید و از روی صخرههای بلند جزیره عبور میکرد. دانته هم اگر میخواست، میتوانست با پرشهای بلند این کار را انجام دهد اما دلیلی برای آن نداشت. از رفتن ناگهانی تریش ناراحت نبود زیرا این برای دانته تازگی نداشت. زنها معمولا خیلی دور و بر دانته دوام نمیآوردند و از طرفی در تنهایی بهتر کار میکرد. خورشید بالا آمده بود و هوا گرم شده بود. دانته متعجب بود که چطور ممکن است زیر این نور آفتاب کور کننده با هیولاها و موجودات شیطانی بجنگد. اینگونه موجودات جایشان در مکانهای تاریک و مخوف بود.

کمی جلوتر به دیوارهای سنگی قلعه قدیمی رسید. ظاهرا از در پشتی وارد شده بودند و در پشت قلعه، راهی برای ورود به آن دیده نمیشد. دانته ابتدا کمی به اطراف نگاه کرد اما نتیجه گرفت که استفاده از روشهای سنتی بسیار بهتر است. شمشیرش را بالا آورد و با قدرت به درون دیوار فرو کرد. شمشیر اسپاردا را میشد در هر چیزی فرو کرد؛ از سنگ گرفته تا فولاد، با یک حرکت سریع شمشیر در هم میشکستند. شکاف عمیقی در دیوار ایجاد شد. وقت آن بود که کمی از قدرتهای فرا بشریاش کمک بگیرد.

پدرش یک هیولا و مادرش یک انسان بود. به همین دلیل دانته و برادر دوقلویش، ورژیل، بخشی از قدرتهای فرا بشری پدرشان را به ارث برده بودند. از بچگی یاد گرفته بودند که قدرتهایشان را کنترل کنند و فقط در «مواقع لزوم» از آنها استفاده کنند. برای دانته این «مواقع لزوم» شامل بیشتر مواقع میشد.

شعله آبی رنگی اطراف دستش ظاهر شد. دستش را مشت کرد و بدون اینکه به عقب ببرد، محکم به دیوار کوبید. بخشی از سنگهای دیوار فرو ریخت و راهی به داخل قلعه باز شد. با احتیاط وارد شد. راهی که باز کرده بود به سالن مرکزی ساختمان میرسید. وارد سالن که شد تازه متوجه سکوت عجیبی در قلعه شده بود. مجسمه بسیار بزرگی از یک پیرمرد قوی هیکل سفید پوش با ریشهای بلند در کنار یکی از دیوارها قرار داشت. دانته اول گمان میکرد که مجسمه «زئوس»، خدای یونانی است اما وقتی دید پیرمرد سه چشم دارد متوجه شد که آن مجسمه ماندس است. البته شباهت زئوس و ماندس تنها به ظاهر خلاصه میشد و برعکس زئوس، ماندس به هیچ وجه اهل فامیل بازی و روابط زناشویی و این چیزها نبود. شاید آن چشم سوم باعث شده بود ماندس بینش بیشتری داشته باشد و دوران حکومتش بیشتر از زئوس به طول بینجامد.
[عکس: dmchdrevpic1.jpg]

عروسک بازی

وسط سالن اصلی مجسمه یک جنگجوی نیزه به دست دید که سوار بر اسب بود.از پشت مجسمه راه پلهای به بالکنهای طبقه دوم سالن میرفت. یک دایره شیشهای روی سقف و بالای سر مجسمه ساخته شده بود که نور بیرون را به داخل سالن میرساند. شیشهها رنگی بودند و باعث میشدند هر بخش از سالن زیر نور خورشید به رنگی متتفاوت دیده شود. قلعه معماری کاملا گوتیکی داشت و احتمالا از قرنها قبل به همین شکل باقی مانده بود. البته واضح بود که بخشهایی از قلعه به مرور زمان فروریخته بودند.

در ضلع جنوبی سالن دو در با تزئینات هنری به چشم میخوردند. یکی از درها سبز و دیگری قرمز بود. از آنجایی که رنگ اورکت دانته نیز قرمیز بود، ترجیح داد اول از در قرمز رنگ شروع کند. اما همین که دستگیره در را چرخاند، صدایی از گوشه دیگر سالن شنید. صدا از همان جایی میآمد که دانته دیوار را شکافته بود. در کمال تعجب دید که دیوار ترمیم شده و دیگر اثری از خرابی به چشم نمیخورد. اگر اینطور بود، دانته دیگر نمیتوانست به هیچ چیز اعتماد کند، حتی دیوارها. نگاهی به بالکن طبقه دوم انداخت. اگر در و دیوار میتوانستند خودشان را ترمیم کنند پس چرا بالکن طبقه دوم همچنان خراب مانده بود؟

ماجراجوییاش داشت جالب تر میشد. در قرمز را باز کرد و وارد شد. اما منظرهای که در اتاق دید حالش را گرفت. آخرین چیزی که انتظار داشت در یک قلعه قرون وسطایی جن زده ببیند، یک هواپیمای ملخی بود. ظاهرا ساکنان قبلی هیچ حس زیبایی شناسی نداشتند. در چنین قلعهای با معماری هنری، نباید یک اتاق را با هواپیمای ملخی تزیین کرد. با یک نگاه فهمید که مدل هاینکل ۵۱ است که آلمانها در زمان جنگ جهانی دوم از آن استفاده میکردند. دانته عاشق هواپیماهای قدیمی بود و در زمان نوجوانی وقت زیادی را به تحقیق راجع به آنها اختصاص میداد.

هواپیما روی داربست فلزی قرار داشت و به نظر تمیز و آماده پرواز میرسید. راندن این هواپیما کار سختی نبودو دانته تا به حال در عمرش این کار را نکرده بود اما تمام قوانین را میدانست. نکتهای که توجه دانته را بیشتر به خود جلب میکرد، عروسکهای چوبی تزیین شده متعددی بودند که بالای هواپیما از سقف آویزان شده بودند. عروسکها به اندازه انسان بزرگ بودند و لباسهای گشاد و رنگارنگی تنشان بود. عروسکها کله چوبی ترسناکی داشتند و به جای چشم، حفرههای سیاه توخالی روی صورتشان دیده میشد.

چیز مشکوک دیگری در اتاق به چشمش نخورد، اما در اتاقی که عروسکهایی به اندازه انسان از سقفش آویزان باشند و به عنوان دکوراسیون از هواپیمای ملخی استفاده شده باشد، مشکوک بودن معنای واقعیش را از دست میدهد. در کوچکی در طرف دیگر اتاق بود. دانته به طرف در راه افتاد اما صدای خفیفی از پشت سرش بلند شد.

در کسری از ثانیه سرش را دزدید. چند چاقوی کوچک از بالای سرش رد شدند و در قاب فرو رفتند. دانته برگشت و پشت سرش را نگاه کرد. عروسکهای خیمه شب بازی بدون هیچ سر و صدایی از سقف پایین آمده بودند. ظاهرا این عروسکها در چاقو پرت کردن مهارت زیادی داشند. دانته زیرلب به خودش بد و بیراه گفت که چرا این عروسکهای خیمه شب بازی را جزو دسته چیزهای مشکوک حساب نکرده است.

عروسکها طوری حرکت میکردند که انگار چند دست نامرئی از بالا آنها را هدایت میکنند. دانته شمشیر کشید و نزدیک ترین عروسک را از وسط به دو نیم کرد. عروسک بی حرکت روی زمین افتاد. دو عروسک دیگر به او نزدیک و آماده پرت کردن چاقو شدند. دانته به هوا پرید و با شمشیر مجکم روی سر یکی از دو عروسک جلویی فرود آمد. عروسک دیگر تلاش کرد با پا لگدی به دانته بزند اما دانته خیلی سریعتر از او بود و با شمشیر پایش را قطع کرد.

دو هدف بعدی دورتر بودند و بهتر بود از دو دوست قدیمیاش ایبونی و آیوری کمک بگیرد. لگدی به عروسک یک پا زد و در همان حال شمشیر را غلاف کرد. چهار چاقو پرواز کنان به طرفش آمدند. آنقدری فرصت داشت که اسلحه بکشد اما فرصت تیراندازی نداشت. به همین دلیل با لولههای دو اسلحه چاقوها را دفع کرد. عروسکهای شیطانی آماده پرتاب دیگری بودند اما در یک چشم به هم زدن، دو خشاب کامل گلولههای کالیبر ۰/۴۵ وارد بدنهای چوبیشان شده و تکه تکهشان کردند.

دانته به سرعت خشاب اسلحهها را عوض کرد و منتظر موج بعدی حمله شد، اما دیگر خبری از عروسکهای خیمه شب بازی نبود. باید بیشتر احتیاط میکرد. نباید میگذاشت چیزی غافلگیرش کند. با شک و تردید باز هم به هواپیمای ملخی نگاه کرد اما دیگر خطری تهدیدش نمیکرد و با راحت شدن خیالش، از اتاق بیرون رفت.
[عکس: 1917607-646887_20120405_001.jpg]

اسمت چیه کوچولو؟

پشت در یک راهروی دراز بود. راهرو مسیری منحنی شکل را طی میکرد و انتهایش را نمیشد دید. دیوار راهرو پر بود از نقاشیهای ریز و درشت. تعدادی زره شوالیه گوشه و کنار راهرو را تزئین کرده بود. از آنجایی که هیچ چیز قابل توجهی در راهرو دیده نمیشد، دانته با سرعت بیشتری حرکت کرد و سعی کرد به جای تماشا کردن مناظر عجیب و غریب تابلوها، حواسش را بیشتر جمع کند. باید به دنبال شی یا مکانی میگشت که دروازه بین شیاطین و انسانها باشد. چیزی باعث شده بود هیولاها به دنیای انسانها پا بگذارند و دانته باید آن چیز را پیدا میکرد. انتهای راهرو به در بزرگی ختم میشد که رویش انواع و اقسام شخصیتهای شیطانی و ترسناک کنده کاری شده بود. به این امید که چیزی بهتر از چند عروسک خیمه شب بازی انتظارش را بکشند، در را بار کرد و وارد شد.

از نوع معماری سالن به سرعت متوجه شد که وارد یک جور کلیسا شده است. سقف سالن بسیار بلند بود و دو ردیف ستون سنگی سالن را تزیین کرده بودند. در انتهای سالن پنجره بلندی قرار داشت و زیرش محلی را برای عبادت و دعا درست کرده بوند. دانته میتوانست تصور کند که چطور رهبر فرقه زیر پنجره میایستاده و دعا میخوانده و دیگران رو به او دعا را تکرار میکردند. این کلیسا به خودی خود، مکان مناسبی برای مخفی کردن یک شی مهم بود. دانته با دقت اطراف را نگاه کرد و به محراب نزدیک شد. در جست و جوی کتاب یا دست نوشتهای بود سرمخی به او بدهد.

پس از چند دقیقه گشت و گذار در کلیسا به این نتیجه رسید که شور و اشتیاقش بیهوده بوده و از اینجا چیزی گیرش نمیآید. همین که تصمیم گرفت برگردد و جست و جو را از بخش دیگری از قلعه پی بگیرد، صدای مهیبی بلند شد و بخشی از دیوار کلیسا فرو ریخت. دانته خودش را از زیر سنگها کنار کشید و عامل خرد شدن دیوار را دید. یک عنکبوت بسیار بزرگ که هیلکلاش حداقل سه برابر دانته بود جلویش ایستاد. البته شباهت این جانور با عنکبوت فقط در تعداد پاهایش محدود میشد. بدن هیولا ترکیبی بود از سنگ و گدازههای آتشین. رگههایی از گدازههای داغ در میان پوست سنگی جانور جریان داشت و سر گرد و زشت عنکبوت چندین عدد چشم قرمز رنگ داشت.
[عکس: 133476834858913222713_2012y04m19d_015847967.jpg]

دانته به هیچ وجه به ذهنش خطور نمیکرد که سطح هوشی چنین موجودی آنقدر باشد که بتواند حرف بزند. اما در کمال تعجب عنکبوت غولآسا به صدا درآمد و با صدای بسیار کلفت و خش داری گفت:«یک شکار بی ارزش دیگه… قسم میخورم که احساس کردم موجود بزرگتر و لایقتری به قلمرو من قدم گذاشته.»

دانته که متوجه شد عنکبوت جزء هیولاهای متمدن و فرهیخته دنیای شیاطین است، کمی جلوتر رفت تا او را از نزدیک وارسی کند. در همان حال گفت:«نه! بد نیست. تا چند بلدی بشماری؟ نسبت به اون پشههای بی مصرف خیلی باهوش تری. اسمت چیه کوچولو؟» حرارت زیادی از بدن عنکبوت متصاعد میشد. دانته آنقدر جلو رفت که توانست با انگشت تقهای به پای عنکبوت بزند و سختی آن را بسنجد. در همان حال آماده بود که در صورت هر گونه حرکت غیر منتظره دشمن عقب نشینی کند. سالها تجربه رویارویی با هیولاهای دنیای شیاطین به او آموزش داده بود که هیولاها یا حرف نمیزنند و بی وقفه حمله میکنند یا زیادی حرف میزنند و حوصلهاش را سر میبرند. این جانور به وضوح از دسته دوم بود.

هیولا پاسخ داد:« فقط انسانهای بیخاصیت هستن که ممکنه اسم منو نشنیده باشن. هیکل نحیفی داری اما احساس میکنم رقیب قوی و سرسختی باشی. مدتهاست که با حریفی مناسب نجنگیدم.»

دانته عقب رفت و عنکبوت را نگاه کرد. پوستاش سخت بود و به نظر نمیرسید حمله مستقیم به اعضای بدنش نتیجه خوبی داشته باشد. بهترین راه حمله به سر و چشمها بود. برای این که حواس هیولا را بیشتر پرت کند گفت:«پشههای دیشب مثل عنکبوت تار میتنیدن. هههه… تو کف موندم ببینم تو که عنکبوتی چه شیرین کاریای بلدی.» هیولا پاسخی نداد. در عوض دانته متوجه شد که یک پای اضافی از پشت هیولا بیرون آمد. خوب که دقت کرد متوجه شد این عضو اضافه پا نیست بلکه دم عنکبوت است. دم او مثل عقربها نوک تیز بود. دانته به دم خیره شده بود که ناگهان نوک دم با سرعت به طرف دانته آمد.

هیولا نبرد را آغاز کرده بود. دانته به کناری پرید و به طرف هیولا هجوم برد. عنکبوت دهانش را باز کرد. از درون دهانش یک گلوله آتشین به سمت دانته شلیک شد. دانته همینطور که به طرف عنکبوت هجوم میبرد، گلوله آتشین را با شمشیر دفع کرد. نیروی جادویی شمشیر اسپاردا به راحتی میتوانست چنین حملههایی را دفع کند. با شمشیر به صورت عنکبوت حمله کرد اما عنکبوت دستهایش را به سرعت جلوی صورتش گرفت. شمشیر به دستهای سنگی عنکبوت برخورد کرد. پوست سخت هیولا ضربه شمشیر را دفع کرد و دانته تعادلش را از دست داد. پیش از آنکه دانته بتواند خودش را جمع و جور کند، یکی از پاهای عنکبوت از کنار محکم به او خورد و به عقب پرتاب شد.

دانته به سرعت تعادلش را بهدست آورد و تصمیم گرفت نبرد را از راه دور ادامه دهد. ایبونی و آیوری را بیرون کشید و شلیک کرد. هیولا با دو دست صورتش را پوشاند و دمش را در هوا تکان داد؛ گلولههای دفع شدند. دانته احساس کرد چیزی زیر پایش تکان میخورد. در کسری از ثانیه با یک جهش بلند خودش را کنار کشید و درست در همانجایی که روی زمین ایستاده بود، ستونی از آتش به بالا فوران کرد.

دانته روی زمین فرود آمد اما دوباره لرزشی زیر پایش احساس کرد. نمیتوانست لحظهای روی زمین بایستد. با سرعت دور سالن کلیسا دوید. همانطور که میدوید پشت سرش ستونهای آتش از زمین بیرون میزدند. تصمیم گرفت کمی از قدرتهای پدریاش کمک بگیرد. روی عضلات پاهایش تمرکز کرد. شعلههای آبی رنگی دور پاهایش جمع شدند و سرعت دویدنش بیشتر شد. فاصلهاش با آخرین ستون آتشی که از زمین بیرون میزد، بیشتر شده بود.

[عکس: 81NgF9G1TLL._SL1280_.jpg]

همانطور که دور سالن کلیسا و عنکبوت بزرگ میدوید، به صورت او شلیک میکرد. گلولهها بی وقفه به دستهای هیولا میخوردند. دانته را شلیک را متوقف و خشابهای کلتهایش را پر کرد. با همان سرعتی که میدوید به طرف یک دیوار رفت و توانست چند قدم از آن بالا برود. پیش از آنکه جاذبه زمین بتواند دوباره او را به زمین بازگرداند، پایش را به دیوار فشار داد و محکم به عقب پرید. این حرکت او را در موقعیت برتری نسبت به حریف قرار داد. دانته میتوانست از بالا به خوبی چشمهای عنکبوت را ببیند. یک لحظه کافی بود تا هدف بگیرد و شلیک کند.

انگار همه چیز اهسته شده بود. دانته با سرعت کمی از بالای سر هیولا عبور میکرد و عنکبوت نیز تنها در حال دنبال کردن او بود. گلولههای یکی پس از دیگری وارد چشمهای حریف شدند. عنکبوت فریادی از درد کشید و خودش را حمع کرد. دانته روی زمین فرد آمد و پیش از آنکه دوباره حمله را آغاز کند، متوجه شد حریف در حال عقب نشینی است. گدازههای روی دست و پای عنکبوت همه بدنش را گرفتند و ناگهان کل هیکل او تبدیل به گدازههای مایع بی شکل شد و روی زمین ریخت. دانته خودش را عقب کشید تا گدازهها اورکت نازنیناش را نسوزانند گدازهها جذب زمین شدند و عنکبوت همانگونه که ناگهانی آمده بود، کاملا ناگهانی فرار کرد.

دانته اطراف را نگاه کرد. عنکبوت یکی از دیوارهای کلیسا را خراب کرده بود. از این راه میتوانست بدون برگشتن به راهروی قبلی مسیرش را ادامه دهد. زیر لب گفت:«کارمون کم کم داره شروع میشه.» و پیش از اینکه حفرهای که عنکبوت در دیوار ایجاد کرده بود ترمیم شود، وارد آن شد.

شوالیه مرگ

شوالیه سیاه داخل استخر را نگاه کرد. استخر پر بود از خون. شوالیه میتوانست از داخل استخبر، هر جایی را که میخواست ببیند. در حال حاضر داشت داخل قلعه را میدید. پسر جوانی سرسختانه با «فانتوم» (Phantom) میجنگید و به سرعت توانست جانور دست آموز ماندس را کور کند. فانتوم موفق شد به موقع از مهلکه فرار کند اما تواناییهای پسر، شوالیه را کاملا تحت تاثیر قرار داده بود. شوالیه سیاه دو شاخ روی پیشانیاش داشت که پیچ خورده و جلو آمده بودند. زره و کلاه خود سیاهش کاملا چهره و بدن او را پوشانده بود. نبرد فانتوم را به دقت تماشا کرد و سپس سرش را بالا آورد.

اسخر وسط یک تالار بسیار بزرگ و با شکوه واقع شده بود. کف مرمری صاف و صیقلی تالار کوچکترین نوری را منعکس میکرد و باعث شده بود تالار بسیار نورانی به نظر برسد. رو به روی استخر جایگاه ویژه ماندس قرار داشت که روی آن مجسمهای از ماندس سه چشم در حالت نشسته قرار داشت. هر سه چشم ماندس به رنگ قرمز میدرخشیدند.

ماندس گفت:«پسر بسیار زرنگیه. مگه نه؟»

شوالیه پاسخ داد:«بله سرورم! نباید دشمن رو دست کم گرفت.»

-«هنوز هم ازش میترسی؟»

-«نلو آنجلو از هیچ کس واهمهای نداره.»

-«امیدوارم اینطور باشه. فرمانده نیروهای ماندس نباید از هیچ موجودی واهمه داشته باشه. همونطور که گفتی این پسر رو نباید دست کم گرفت. دوست دارم بدونم کدوم یک از شما تو نبرد رو در رو پیروز میشه.»

-«امیدوارم شما رو سرافراز کنم سرورم. پاسخ اعتمادی که به من کردید رو خواهید گرفت.»

-«شکاف بین دنیاها برای عبور من تنگ و باریکه اما تو میتونی به راحتی به دنیای انسانها بری… برو و ماموریتت رو انجام بده.»

شوالیه سیاه جلوی ماندس تعظیم کرد و گفت:«بله سرورم… فقط برای خدمت به شما زندهام.»

[عکس: nelo_angelo_battle_3_03_by_nigraangelo-d7akjjy.jpg]

پایان

آنچه در قسمت بعد رخ خواهد داد:

دانته:«کجا بودی خانم؟»

تریش:«پس فانتوم تونسته به دنیای ما راه پیدا کنه.»

دانته:«این جا آخرین جایی بود که انتظار داشتم یه آدم حسابی ببینم… بلدی از اون شمشیر استفاده کنی؟»

نلو آنجلو:«نمیذارم از چنگم فرار کنی… ارباب ماندس کشتن تو رو به من سپرده… نا امیدش نمیکنم.»

فانتوم:«ترسوی بزدل… فرار نکن بذار مردونه بجنگیم.»

دانته:«دفعه آخری که یه مرد ازتون دیدم دمشو گذاشت رو کولش رفت.»

دانته:«گریفون کیه؟»

فانتوم:«فقط این رو بدون که همهمون رو تیکه پاره میکنه….»

قسمت سوم را به هیچ وجه از دست ندهید. به زودی…

[عکس: photo_2016-05-11_05-01-07.jpg]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 19:49

روزی روزگاری: بهنام بتمن، بهکام جوکر | نقد و بررسی عنوان Batman: Arkham Asylum
وقتی که به نسل گذشته مینگریم و بازیهای جدیدی که در آن متولد شدند را با بازیهایِ از پیش امتحان پسدادهی این نسل مقایسه میکنیم، بغضی در کنج گلویمان پدیدار میشود! استودیوهایی بودند که پیش از نسل قبل به هیچ وجه نمیشد بهروی آنها حساب باز کرد و از آنها انتظار بهپا کردن غوغا داشت. یکی از این استودیوها «راکستدی» (Rocksteady) بود؛ استودیویی که با ساختنِ سری «بتمن: آرکام» (Batman: Arkham) حداقل کاری که کرد خلاص کردن ما از دست بازیهای هجو و خنثای کمیکبوکی بود که در رأس آنها بازیِ مردعنکبوتیای وجود داشت که «اکتیویژن» (Activision) آن را توسعه میداد.

«به تیمارستان آرکام خوش اومدید. [خنده]»

در این نقد سعی بر این است که اولین عنوان سری بتمن آرکام که با نام «تیمارستان» شناخته میشود را مورد نقد قرار دهیم؛ البته اگر بتوان به جز چند مورد جزئی نقدی به آن وارد کرد! ماجراهای تیمارستان آرکام از جایی آغاز میشود که «جوکر» بهطور غیرقابل باوری دم به تلهی قهرمان تاریکیها یعنی «بتمن» میدهد و خود را به چنگال بهظاهر عدالتمند او میسپارد! از آنجایی که تسلیم شدن جوکر آنهم به این راحتیها شک گرگهای بیابان را هم برمیانگیزد، بتمن خود را مسول میبیند که تا وارد شدن جوکر به سلّول چشم از او بر ندارد. از همان لحظات ابتدایی پا گذاشتن به درون تیمارستان آرکام میتوان متوجه شد که بازی آتمسفر مخصوص به خود را دارد، میتوان متوجه شد که جوکرِ روانی میخواهد روانیخانه را به مقّر حکوتش تبدیل کند. تنها چند دقیقه از شروع بازی میگذرد که «جیم گوردن»، بتمن و تمام واحدهای علمیاتی چه در تیمارستان و چه در پلیس گاتام متوجه دوز و کلک او میشوند؛ جوکر قصد بازی دادن بتمن و بقیهی رفقایش را داشته و از اینجاست که با جادوی راکستدی آشنا میشویم. داستان به شکل بیحدوحصری بهم متصل است و اگر خود را غوطهور در اتفاقات پیدرپیِ بازی بیابید مطمئناً گذر زمان را از دست خواهید داد. راستش غوطهور شدن در تیمارستان آرکام کمترین کاری است که میتوان انتظار داشت، جوکر هر چند وقت یکبار دستهگلی به آب میدهد و سبب میشود که اعصاب بتمن لهولورده شود وُ عطشش برای گیر انداختن دلقکِ داستان بیشتر. راکستدی با تیمارستان آرکامش سبک داستانروایی منحصر به فردش را ابداع کرد، قِسمی از روایت که فقط در یک شب داستان بازگو میشود! بلی، تمام موشوگربه بازیهای بتمن و جوکر طول رخدادنشان یک شب –بهوقت بازی- است. بهراستی که داستان این تیمارستان بهیادماندنی است؛ پیچوخمهای فراوان در هر لحظه، بههم ریخته شدن تیمارستان، کارهای غیرمنتظرهی جوکر و صد البته قصههای دیگر که توسط دشمنان نامآشنای بتمن روایت میشوند. همهوُهمه با رخ دادنهای پیدرپیشان باعث میشوند اگر داستان در ژرفای خودش مشکلی هم داشته باشد، پوششی آهنین در برابرش شوند. در کنار اینها دیالوگهای فوقالعاده جوکر را هم اضافه کنید، دیالوگهایی که ذهنتان را به لرزه میاندازند!

نقل قول:

خب، به من بگو بتز، واقعاً از چی میترسی؟ شکست توی نجات دادن این قسمت مزخرف از شهر؟ بهموقع پیدا نکردن کمیسر [جیم گوردن]؟ من، توی سلول؟

این از هنر دستاندرکاران در «دیسی کمیکز» (DC Comics) است که جوکر را انقدر بلندپروازانه و دوستداشتنی ساختهاند یا فضیلت دوستان در راکستدی، به راستی که چندان اهمیتی ندارد؛ جوکر را فقط باید دید، با خندههایش باید به وجد آمد و با کارهایش به عرش رفت؛ او شخصیتی است که اگر زیارتش کنید، بهراحتی نمیتوانید فراموشش کنید. تا مدتها هوا و هوس وجودتان جوکر را به بخشی از خود وصل میکند، مسخرهبازیهای او را عرف نشان میدهد و گوشتان دائم صدای «مارک همیل» را تکرار میکند. با همکاریِ قلبتان او تبدیل به قاب عکسی سیاهوسفید و بزرگ در مرکز مغزتان میشود که وظیفهی خود میبیند هر روز آنرا گردگیری کنید. اغراق نمیکنم، باور کنید اگر چنین نگویم این متن فقط جفانامهای میشود به جوکری که دیسی کمیکز، راکستدی و یا شاید حتا قسمتی از آن «برادران وارنر» باعظمت، مدیونش هستند.


«دینگ، دینگ، دانگ! جوکر اینجاست. و یه خبر جدید از تیمارستان… یه احمق توی تیمارستان میچرخه و مثل خفاش لباس پوشیده…! میدونم، دیوونهاس، اون باید لباس و خطر دور وُ برش رو در نظر بگیره. [خنده]»

اشارهای به یکی از ستارههای پیشین سینما بهعنوان صداگذارِ ضد قهرمان بازی کردم. مارک همیل چنان با روح و جسم جوکر در هم تنیده شده که باور این مسئله دو فرد متفاوت بودن آنها را غیر ممکن میکند، اصلاً گویی که مارک همیل خود جوکر بوده و جوکر هم مارک همیل با گریم یک دلقک! در صداگذاری دیگر شخصیتها هم راکستدی آستین همت را بالا زده و بهترین انتخابها را انجام داده؛ «کوین کانری» که عمری را پای صداگذاریِ بتمن در هر عرصهای کرده بود، به لطف راکستدی توانست در دنیای گیم هم صدای خاطرهانگیزش را به یادگار بگذارد که اینکار را هم به نحو احسنت انجام داد. در بحث ساخت شخصیتی، بتمن همان چیزی بود که باید باشد. شعار «نه اسلحه و نه کشتار» که همهجا همانند مهری بر پیشانیاش کوبیده شده، در تیمارستان آرکام هم مشهود است. هرچند که هنرنمایی و دست به میراثیِ بتمن کاملاً به زیر سایهی شخصیت پرجنبوُجوش آن دلقک محبوب رفته، ولی باز هم میتوان اثرات شخصیت عدالتمدار و پایبند به ریشه او را احساس کرد.

در حیطهی گیمپلی، همانجایی که دستها به گیمپد میچسبد، تیمارستان آرکام بهمعنای واقعی کلمه میتواند دوستداران صحنههای «بزنبزن» را تسلّی دهد. در سال دوهزار وُ نه، استودیو راکستدی چنان مکانیزمی برای مبارزات در بازیاش چید که اگر همین امروز هم بهسراغ آن بروید برخورد هر مشت بتمن به صورت این مزدور و آن مزدور لذتی شرحناشدنی برایتان دارد؛ حداقل برای من که اینگونه است. پنجههای آهنین بتمن به مرور که پیشروی میکنید، نیازمند ضرباتی قویتر میشوند که با نحوهی قرارگیری و زمانبندی درست انجام شده توسط سازندگان، هنگام بهدست آوردن مشتهایی سهمگینتر سطح مبارزات هیچگاه بسیار آسان یا سخت نمیشود و همان حالت بزنبزنِ لذیذ خود را حفظ میکند!

البته قابلذکر است که این دعواهای خیابانی اجبار نیستند. اگر دیدید که فردی از دشمنان اسلحهای آنهم در حالت رگبار بر دوشش انداخته میتوانید تبدیل به خفاشی شوید که از مبارزه دوری میکند و بر فراز تیمارستان با بالهای تقلبیاش جولان میدهد! اینکه مبارزه کردن و کتککاری با عدهای احمق که فکر میکنند میتوانند با دستخالی یا بعضیشان هم با چماق وُ لولهای پوسیده از پس بتمن برآیند بهاصطلاح «باحالتر» از مخفیکاریِ نصفهونیمه بازی است، مسئلهای است غیرقابل انکار. اگر کمی اختلالات در سیستم مخفیکاری بازی وجود نداشت و آنرا کاملتر میکردند چه بسا که مخفیکاری هم لذتی به مساوات بزنبزن داشت!

«باسفایتها» این روزها با سخت بودن و چالش برانگیز بودن بهیاد آورده میشوند. در بتمن: تیمارستان آرکام شاید نتوان باسفایتی پیدا کرد که شیره شما را بکشد ولی مطمئناً بهطور وافر میتوان باسفایتهایی یافت که روشهای خاصی برای از بین بردن دارند و یا از شدت هیجانِ نبرد روحتان را ارضا میکنند. با توجه به سیستم مبارزه بازی و تعدادی وسیله انحصاری بتمن کتککاریها در نبرد با غولهای بازی به اوج خود میرسد؛ هر لحظه باید مشتی روانه دشمنان بدشکل بکنید و در همین حین هم مراقب باشید تا از یکیدیگر کتک نخورید. مطمئناً در همین حین مبارزه با باسفایتها است که رکورد قبلی «کمبو» خود را میشکنید.

آه که چه بگویم از این مبارزات بازی که هر چه گفتم کم گفتم! گویی دوستان در راکستدی هم متوجه شده بودند که قرار است تا سرحدمرگ بازیکنها را به وجد آورند، برای همین هم بخشی بهنام «چلنجها» در گوشهای از منوی رازآلود بازی قرار دادهاند تا پس از اتمام بازی در محیطهای خفقانآور گلهای از مزدوران بدهیبت را در مقابل قهرمان تاریکیها قرار دهند. چلنجها آنقدر جذاب هستند که تازه پس از کشف آنها میتوانید چشمگیر بودن مکانیزم مبارزه بازی را حس کنید؛ حتا بیشتر از مبارزه با باسفایتها یا فرو آمدن بر عدهای در محافل خودِ تیمارستان. در این میان قسمتی از چلنجها هم به مخفیکاری و پاورچین، پاورچین قدم برداشتن اختصاص داده شده که با توجه به سیستم مخفیکاری بازی چندان جذاب و دلچسب نیستند.


«بیخیال پسرا، اون فقط یهنفره؛ یهنفر که بهطرز خندهداری لباس پوشیده و تا دندون توی زرهه… [خنده] برین بگیرینش!»

مراحل بازی به لطف بذلههای جوکر و چیزخور شدن بتمن بهوسیلهی «اسکـیرکرو»، متنوعاند؛ از همان لحظهای که پاقدم خفاشِ عدالتمدار راه به تیمارستان باز میشود، راکستدی چیزی در توبرهاش دارد و تا آخر بازی هم دست از این غافلگیریهایش برنمیدارد. در کنار این نعمت نادر کارهای فرعی زیادی هم وجود دارد که ساعتها از وقت شما را طلب میکند؛ زمانی طولانی که حقیقتاً ارزشش را دارد.

«ادوارد نیگما» دشمن معماپرست بتمن اثراتش در جایجای تیمارستان آرکام یافت میشوند. او به هر جایی که رسیده معمایی را برای خفاش ما طراحی کرده؛ معماهایی که بعضیشان علاوه بر یک ذهن زیبا و خلاق نیازمند دقتوُذکاوت زیادی هستند. طراحی این نوشتههای سبزرنگ بر در و دیوارها چیزی است نو که شاید اگر گروهی دیگر راه ساخت بازی را پیش میگرفتند چنین چیزی حتا نزدیک به مخیلهشان نمیشد. معماهای نیگما نیازمند صبری فراوان هستند که اگر داشته باشید نقطه قوت بزرگی از تیمارستان آرکام پیش روی خود را میبینید.

وقتی که مترسکِ قصه یا به قول فرنگیها و جا افتاده در محافل بازی، اسکـیرکرو را میبینید باید منتظر سه اتفاق باشید؛ اتفاقاتی که مطمئناً نوید لحظاتی فوقالعاده را میدهند. اول از همه باید منتظر همان لفظ چیزخورشدنی که پیشازاین بهکار بردم باشید، چرا که اسکیـرکرو برای پذیرایی شما در ضیافتش ابتدا باید از آن ماده سبزهای مسموم کننده که در فیلمها شاهدش هستیم را وارد منفذههای مغز بتمن کند. در قدم دوم بتمن که کنترلش تماموُکمال در دستان شماست وارد توهم میشود، توهمی خوش که حتا در آنها کمسیر جیمگوردن را هم مرده مییابد، یا بتمن در دوران کودکی پرفرازوُنشیباش یادی از خانواده مرحوماش میکند. در مرحله سوم که بهترین آنهاست برای رستگار شدن باید اسکـیرکرو را از ذهنتان بیرون کنید و برای اینکار باید به ضیافتی به نام «کابوس مترسک» وارد شوید. مراحلی شگفتانگیز و در بعضی مواقع چالشدار که مطمئناً جز لذتبردن و سوزاندن صورت اسکـیرکرو آنهم با نورافکن خفاش نشان نمیتوان انتظار دیگری داشت. کابوسهای مترسک، در واقع کابوسهایی هستند که آرزو میکنید بارها و بارها در آن گیر بیفتید و از طراحی بینظیرشان لذت ببرید.


«برگشتن پیش قند عسلکم همیشه فوقالعادس. [خنده]»

برای پایدار بودن به کمیکبوکهای فاخرانهی دیسی، راکستدی خودش را به بیمحابا زده است. وسایلی که در فیلمهای با محوریت بتمن و شهر گاتام هم کم دیدهاید در تیمارستان آرکام وجود دارد؛ از آن تیغههای خفاش شکل بگیرید تا وسیلهای برای ترکاندن و منفجر کردن دیوارهای تیمارستان. هر کدام از این سلاحها یا به اصطلاح آبجکتهای فرعی کم نقصاند و طوری ساخته شدهاند که جز لذت چیزی عاید مخاطب نشود.

زمانی که در بازی پیشروی میکنید، همه چیز برایتان متنوع است. در گیمپلی چیزی وجود ندارد که خسته کننده شود به جز محیطها! هر چقدر مشت زدن به این و آن حالتان را جا میآورد، دیدن شمایل بدرنگ بعضی محیطها یا آن درختهایی که گویی نفرین شدهاند حالتان را بد میکند. محیط بازی با اینکه غنی است و جزئیات قابلقبولی دارد ولی از لحاظ تنوع تقریباً نکته مثبتی ندارد؛ به چز چند فاضلاب، حیاطهای تیمارستان، محیطهای ساختمانی و تعدادی غار تقریباً چیز دیگری وجود ندارد و اگر هم باشد نمیتواند از تکراری شدن آنها جلوگیری کند.

بتمن: تیمارستان آرکام از آن دست بازیهایی است که با وجود گذشت هفت سال از زمان انتشار آن باز هم میتوان به آن سر زد و از آن لذن برد. میتوان به آن سر زد و در درگیریهای فوقالعادهاش ساعتها وقت تلف کرد. تیمارستان آرکام شاهکار است؛ از آن دست شاهکارهایی که درون خود شوخیها و دیالوگهای جوکر دارد، از آن دست شاهکارهایی که هم با داستانش و هم با گیمپلی محصورکنندهاش مخاطب را به خود دعوت میکند، از آن دست شاهکارهایی که کابوسهای مترسکش هم رویا هستند. تیمارستان آرکام را بازی کردهاید یا نه، مهم نیست، چرا که این عنوان حتا اگر بیست سال هم از انتشارش بگذرد باز هم فوقالعاده باقی میماند.

«وقتی که یه روانی رو توی تیمارستان میندازی، در واقع اونُ راهی خونهاش کردی، جایی که بهتر از همهجا میشناسه.»[عکس: Batman-Arkham-Asylum.png]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 19:49

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:30

روزی روزگاری: بهنام بتمن، بهکام جوکر | نقد و بررسی عنوان Batman: Arkham Asylum
وقتی که به نسل گذشته مینگریم و بازیهای جدیدی که در آن متولد شدند را با بازیهایِ از پیش امتحان پسدادهی این نسل مقایسه میکنیم، بغضی در کنج گلویمان پدیدار میشود! استودیوهایی بودند که پیش از نسل قبل به هیچ وجه نمیشد بهروی آنها حساب باز کرد و از آنها انتظار بهپا کردن غوغا داشت. یکی از این استودیوها «راکستدی» (Rocksteady) بود؛ استودیویی که با ساختنِ سری «بتمن: آرکام» (Batman: Arkham) حداقل کاری که کرد خلاص کردن ما از دست بازیهای هجو و خنثای کمیکبوکی بود که در رأس آنها بازیِ مردعنکبوتیای وجود داشت که «اکتیویژن» (Activision) آن را توسعه میداد.

«به تیمارستان آرکام خوش اومدید. [خنده]»

در این نقد سعی بر این است که اولین عنوان سری بتمن آرکام که با نام «تیمارستان» شناخته میشود را مورد نقد قرار دهیم؛ البته اگر بتوان به جز چند مورد جزئی نقدی به آن وارد کرد! ماجراهای تیمارستان آرکام از جایی آغاز میشود که «جوکر» بهطور غیرقابل باوری دم به تلهی قهرمان تاریکیها یعنی «بتمن» میدهد و خود را به چنگال بهظاهر عدالتمند او میسپارد! از آنجایی که تسلیم شدن جوکر آنهم به این راحتیها شک گرگهای بیابان را هم برمیانگیزد، بتمن خود را مسول میبیند که تا وارد شدن جوکر به سلّول چشم از او بر ندارد. از همان لحظات ابتدایی پا گذاشتن به درون تیمارستان آرکام میتوان متوجه شد که بازی آتمسفر مخصوص به خود را دارد، میتوان متوجه شد که جوکرِ روانی میخواهد روانیخانه را به مقّر حکوتش تبدیل کند. تنها چند دقیقه از شروع بازی میگذرد که «جیم گوردن»، بتمن و تمام واحدهای علمیاتی چه در تیمارستان و چه در پلیس گاتام متوجه دوز و کلک او میشوند؛ جوکر قصد بازی دادن بتمن و بقیهی رفقایش را داشته و از اینجاست که با جادوی راکستدی آشنا میشویم. داستان به شکل بیحدوحصری بهم متصل است و اگر خود را غوطهور در اتفاقات پیدرپیِ بازی بیابید مطمئناً گذر زمان را از دست خواهید داد. راستش غوطهور شدن در تیمارستان آرکام کمترین کاری است که میتوان انتظار داشت، جوکر هر چند وقت یکبار دستهگلی به آب میدهد و سبب میشود که اعصاب بتمن لهولورده شود وُ عطشش برای گیر انداختن دلقکِ داستان بیشتر. راکستدی با تیمارستان آرکامش سبک داستانروایی منحصر به فردش را ابداع کرد، قِسمی از روایت که فقط در یک شب داستان بازگو میشود! بلی، تمام موشوگربه بازیهای بتمن و جوکر طول رخدادنشان یک شب –بهوقت بازی- است. بهراستی که داستان این تیمارستان بهیادماندنی است؛ پیچوخمهای فراوان در هر لحظه، بههم ریخته شدن تیمارستان، کارهای غیرمنتظرهی جوکر و صد البته قصههای دیگر که توسط دشمنان نامآشنای بتمن روایت میشوند. همهوُهمه با رخ دادنهای پیدرپیشان باعث میشوند اگر داستان در ژرفای خودش مشکلی هم داشته باشد، پوششی آهنین در برابرش شوند. در کنار اینها دیالوگهای فوقالعاده جوکر را هم اضافه کنید، دیالوگهایی که ذهنتان را به لرزه میاندازند!

نقل قول:

خب، به من بگو بتز، واقعاً از چی میترسی؟ شکست توی نجات دادن این قسمت مزخرف از شهر؟ بهموقع پیدا نکردن کمیسر [جیم گوردن]؟ من، توی سلول؟

این از هنر دستاندرکاران در «دیسی کمیکز» (DC Comics) است که جوکر را انقدر بلندپروازانه و دوستداشتنی ساختهاند یا فضیلت دوستان در راکستدی، به راستی که چندان اهمیتی ندارد؛ جوکر را فقط باید دید، با خندههایش باید به وجد آمد و با کارهایش به عرش رفت؛ او شخصیتی است که اگر زیارتش کنید، بهراحتی نمیتوانید فراموشش کنید. تا مدتها هوا و هوس وجودتان جوکر را به بخشی از خود وصل میکند، مسخرهبازیهای او را عرف نشان میدهد و گوشتان دائم صدای «مارک همیل» را تکرار میکند. با همکاریِ قلبتان او تبدیل به قاب عکسی سیاهوسفید و بزرگ در مرکز مغزتان میشود که وظیفهی خود میبیند هر روز آنرا گردگیری کنید. اغراق نمیکنم، باور کنید اگر چنین نگویم این متن فقط جفانامهای میشود به جوکری که دیسی کمیکز، راکستدی و یا شاید حتا قسمتی از آن «برادران وارنر» باعظمت، مدیونش هستند.


«دینگ، دینگ، دانگ! جوکر اینجاست. و یه خبر جدید از تیمارستان… یه احمق توی تیمارستان میچرخه و مثل خفاش لباس پوشیده…! میدونم، دیوونهاس، اون باید لباس و خطر دور وُ برش رو در نظر بگیره. [خنده]»

اشارهای به یکی از ستارههای پیشین سینما بهعنوان صداگذارِ ضد قهرمان بازی کردم. مارک همیل چنان با روح و جسم جوکر در هم تنیده شده که باور این مسئله دو فرد متفاوت بودن آنها را غیر ممکن میکند، اصلاً گویی که مارک همیل خود جوکر بوده و جوکر هم مارک همیل با گریم یک دلقک! در صداگذاری دیگر شخصیتها هم راکستدی آستین همت را بالا زده و بهترین انتخابها را انجام داده؛ «کوین کانری» که عمری را پای صداگذاریِ بتمن در هر عرصهای کرده بود، به لطف راکستدی توانست در دنیای گیم هم صدای خاطرهانگیزش را به یادگار بگذارد که اینکار را هم به نحو احسنت انجام داد. در بحث ساخت شخصیتی، بتمن همان چیزی بود که باید باشد. شعار «نه اسلحه و نه کشتار» که همهجا همانند مهری بر پیشانیاش کوبیده شده، در تیمارستان آرکام هم مشهود است. هرچند که هنرنمایی و دست به میراثیِ بتمن کاملاً به زیر سایهی شخصیت پرجنبوُجوش آن دلقک محبوب رفته، ولی باز هم میتوان اثرات شخصیت عدالتمدار و پایبند به ریشه او را احساس کرد.

در حیطهی گیمپلی، همانجایی که دستها به گیمپد میچسبد، تیمارستان آرکام بهمعنای واقعی کلمه میتواند دوستداران صحنههای «بزنبزن» را تسلّی دهد. در سال دوهزار وُ نه، استودیو راکستدی چنان مکانیزمی برای مبارزات در بازیاش چید که اگر همین امروز هم بهسراغ آن بروید برخورد هر مشت بتمن به صورت این مزدور و آن مزدور لذتی شرحناشدنی برایتان دارد؛ حداقل برای من که اینگونه است. پنجههای آهنین بتمن به مرور که پیشروی میکنید، نیازمند ضرباتی قویتر میشوند که با نحوهی قرارگیری و زمانبندی درست انجام شده توسط سازندگان، هنگام بهدست آوردن مشتهایی سهمگینتر سطح مبارزات هیچگاه بسیار آسان یا سخت نمیشود و همان حالت بزنبزنِ لذیذ خود را حفظ میکند!

البته قابلذکر است که این دعواهای خیابانی اجبار نیستند. اگر دیدید که فردی از دشمنان اسلحهای آنهم در حالت رگبار بر دوشش انداخته میتوانید تبدیل به خفاشی شوید که از مبارزه دوری میکند و بر فراز تیمارستان با بالهای تقلبیاش جولان میدهد! اینکه مبارزه کردن و کتککاری با عدهای احمق که فکر میکنند میتوانند با دستخالی یا بعضیشان هم با چماق وُ لولهای پوسیده از پس بتمن برآیند بهاصطلاح «باحالتر» از مخفیکاریِ نصفهونیمه بازی است، مسئلهای است غیرقابل انکار. اگر کمی اختلالات در سیستم مخفیکاری بازی وجود نداشت و آنرا کاملتر میکردند چه بسا که مخفیکاری هم لذتی به مساوات بزنبزن داشت!

«باسفایتها» این روزها با سخت بودن و چالش برانگیز بودن بهیاد آورده میشوند. در بتمن: تیمارستان آرکام شاید نتوان باسفایتی پیدا کرد که شیره شما را بکشد ولی مطمئناً بهطور وافر میتوان باسفایتهایی یافت که روشهای خاصی برای از بین بردن دارند و یا از شدت هیجانِ نبرد روحتان را ارضا میکنند. با توجه به سیستم مبارزه بازی و تعدادی وسیله انحصاری بتمن کتککاریها در نبرد با غولهای بازی به اوج خود میرسد؛ هر لحظه باید مشتی روانه دشمنان بدشکل بکنید و در همین حین هم مراقب باشید تا از یکیدیگر کتک نخورید. مطمئناً در همین حین مبارزه با باسفایتها است که رکورد قبلی «کمبو» خود را میشکنید.

آه که چه بگویم از این مبارزات بازی که هر چه گفتم کم گفتم! گویی دوستان در راکستدی هم متوجه شده بودند که قرار است تا سرحدمرگ بازیکنها را به وجد آورند، برای همین هم بخشی بهنام «چلنجها» در گوشهای از منوی رازآلود بازی قرار دادهاند تا پس از اتمام بازی در محیطهای خفقانآور گلهای از مزدوران بدهیبت را در مقابل قهرمان تاریکیها قرار دهند. چلنجها آنقدر جذاب هستند که تازه پس از کشف آنها میتوانید چشمگیر بودن مکانیزم مبارزه بازی را حس کنید؛ حتا بیشتر از مبارزه با باسفایتها یا فرو آمدن بر عدهای در محافل خودِ تیمارستان. در این میان قسمتی از چلنجها هم به مخفیکاری و پاورچین، پاورچین قدم برداشتن اختصاص داده شده که با توجه به سیستم مخفیکاری بازی چندان جذاب و دلچسب نیستند.


«بیخیال پسرا، اون فقط یهنفره؛ یهنفر که بهطرز خندهداری لباس پوشیده و تا دندون توی زرهه… [خنده] برین بگیرینش!»

مراحل بازی به لطف بذلههای جوکر و چیزخور شدن بتمن بهوسیلهی «اسکـیرکرو»، متنوعاند؛ از همان لحظهای که پاقدم خفاشِ عدالتمدار راه به تیمارستان باز میشود، راکستدی چیزی در توبرهاش دارد و تا آخر بازی هم دست از این غافلگیریهایش برنمیدارد. در کنار این نعمت نادر کارهای فرعی زیادی هم وجود دارد که ساعتها از وقت شما را طلب میکند؛ زمانی طولانی که حقیقتاً ارزشش را دارد.

«ادوارد انیگما» دشمن معماپرست بتمن اثراتش در جایجای تیمارستان آرکام یافت میشوند. او به هر جایی که رسیده معمایی را برای خفاش ما طراحی کرده؛ معماهایی که بعضیشان علاوه بر یک ذهن زیبا و خلاق نیازمند دقتوُذکاوت زیادی هستند. طراحی این نوشتههای سبزرنگ بر در و دیوارها چیزی است نو که شاید اگر گروهی دیگر راه ساخت بازی را پیش میگرفتند چنین چیزی حتا نزدیک به مخیلهشان نمیشد. معماهای انیگما نیازمند صبری فراوان هستند که اگر داشته باشید نقطه قوت بزرگی از تیمارستان آرکام پیش روی خود را میبینید.

وقتی که مترسکِ قصه یا به قول فرنگیها و جا افتاده در محافل بازی، اسکـیرکرو را میبینید باید منتظر سه اتفاق باشید؛ اتفاقاتی که مطمئناً نوید لحظاتی فوقالعاده را میدهند. اول از همه باید منتظر همان لفظ چیزخورشدنی که پیشازاین بهکار بردم باشید، چرا که اسکیـرکرو برای پذیرایی شما در ضیافتش ابتدا باید از آن ماده سبزهای مسموم کننده که در فیلمها شاهدش هستیم را وارد منفذههای مغز بتمن کند. در قدم دوم بتمن که کنترلش تماموُکمال در دستان شماست وارد توهم میشود، توهمی خوش که حتا در آنها کمسیر جیمگوردن را هم مرده مییابد، یا بتمن در دوران کودکی پرفرازوُنشیباش یادی از خانواده مرحوماش میکند. در مرحله سوم که بهترین آنهاست برای رستگار شدن باید اسکـیرکرو را از ذهنتان بیرون کنید و برای اینکار باید به ضیافتی به نام «کابوس مترسک» وارد شوید. مراحلی شگفتانگیز و در بعضی مواقع چالشدار که مطمئناً جز لذتبردن و سوزاندن صورت اسکـیرکرو آنهم با نورافکن خفاش نشان نمیتوان انتظار دیگری داشت. کابوسهای مترسک، در واقع کابوسهایی هستند که آرزو میکنید بارها و بارها در آن گیر بیفتید و از طراحی بینظیرشان لذت ببرید.


«برگشتن پیش قند عسلکم همیشه فوقالعادس. [خنده]»

برای پایدار بودن به کمیکبوکهای فاخرانهی دیسی، راکستدی خودش را به بیمحابا زده است. وسایلی که در فیلمهای با محوریت بتمن و شهر گاتام هم کم دیدهاید در تیمارستان آرکام وجود دارد؛ از آن تیغههای خفاش شکل بگیرید تا وسیلهای برای ترکاندن و منفجر کردن دیوارهای تیمارستان. هر کدام از این سلاحها یا به اصطلاح آبجکتهای فرعی کم نقصاند و طوری ساخته شدهاند که جز لذت چیزی عاید مخاطب نشود.

زمانی که در بازی پیشروی میکنید، همه چیز برایتان متنوع است. در گیمپلی چیزی وجود ندارد که خسته کننده شود به جز محیطها! هر چقدر مشت زدن به این و آن حالتان را جا میآورد، دیدن شمایل بدرنگ بعضی محیطها یا آن درختهایی که گویی نفرین شدهاند حالتان را بد میکند. محیط بازی با اینکه غنی است و جزئیات قابلقبولی دارد ولی از لحاظ تنوع تقریباً نکته مثبتی ندارد؛ به چز چند فاضلاب، حیاطهای تیمارستان، محیطهای ساختمانی و تعدادی غار تقریباً چیز دیگری وجود ندارد و اگر هم باشد نمیتواند از تکراری شدن آنها جلوگیری کند.

بتمن: تیمارستان آرکام از آن دست بازیهایی است که با وجود گذشت هفت سال از زمان انتشار آن باز هم میتوان به آن سر زد و از آن لذن برد. میتوان به آن سر زد و در درگیریهای فوقالعادهاش ساعتها وقت تلف کرد. تیمارستان آرکام شاهکار است؛ از آن دست شاهکارهایی که درون خود شوخیها و دیالوگهای جوکر دارد، از آن دست شاهکارهایی که هم با داستانش و هم با گیمپلی محصورکنندهاش مخاطب را به خود دعوت میکند، از آن دست شاهکارهایی که کابوسهای مترسکش هم رویا هستند. تیمارستان آرکام را بازی کردهاید یا نه، مهم نیست، چرا که این عنوان حتا اگر بیست سال هم از انتشارش بگذرد باز هم فوقالعاده باقی میماند.

«وقتی که یه روانی رو توی تیمارستان میندازی، در واقع اونُ راهی خونهاش کردی، جایی که بهتر از همهجا میشناسه.»[عکس: Batman-Arkham-Asylum.png]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 15:17

فروش ویژه واستثنایی اکانت پی پال تاییدشده 9ساله به همراه تمامی مدارک واقعی
فروش اکانتهای معتبروباضریب امنیت بسیاربالاپی پال به همراه تمامی مدارک واقعی وویفاری فای شده توسط مسترکارت9ساله

تحویل بسیارسریع


باتمامی مدارک وبسیارمعتبر


پی پال استثنایی وخاص که ضریب اطمینان وامنیت بسیاربالایی دارد


برای سفارش وخریدبه ادرس روبرومراجعه کنید:

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 13:48

صفحه بندی